قَرْطَلَ

فعل ماضی رباعی
bookmark

معنای قَرْطَلَ

قَرْطَلَهُ في الماء

اَي: غرَّقهُ (اللسان في ترجمة ح ض ج).
(
أقرب الموارد
, ج4 , ص467)
sourceLink

غَرَّقهُ
(
المنجد فی اللغة
, ص621)
sourceLink

قَرْطَلْتُ فلاناً

الفراء: حَضَجْتُ‌ فلاناً و مَغَثْتُه و مَثْمَثْتُه و قَرْطَلْتُه، كُلُّه: بمعنى غَرَّقْتُه.
(
لسان العرب
, ج2 , ص238)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.