تَعَكَّرَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب تفعّل
bookmark

معنای تَعَكَّرَ

تَعَكَّرَ

عَكِر:«تعكَّر الماء»
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1004)
sourceLink

گل‌آلود شدن،تيره‌وتار شدن؛خراب شدن، تشديد شدن،بدتر شدن(وضع).
(
فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص451)
sourceLink

تَعَكَّرَ الجوُّ

اغْبرَّ
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1004)
sourceLink

مداخل هم ریشه تَعَكَّرَ

العين و الكاف و الراء أصلٌ‌ صحيح واحد،يدلُّ‌ على مثل ما دلَّ‌ عليه الذى قبله من التجمُّع و التَّراكُم.(معجم مقاییس اللغة , ج4 , ص105)sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.