مَلْحُوظ يُمْكِن رُؤْيتُه،واضِح و ظاهِر،بَيّن: «فَرْقٌ مَلْحُوظ»،«خطأ ملحوظ» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
مَعلوم،مَعروف:«أَمْر مَلحوظ» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
ذو قيمة،لا يُستهان به:«فرق مَلحوظ» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
مُعْتبَر:«رجل ملحوظ» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
يَلْفِت الانْتِباه و يظهَر بوُضوح:«مِيزة مَلْحوظة» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
مُقدَّر،مُتوقَّع،مُرْتَقَب: «نفقات مَلحوظة في الميزانيَّة» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1273) 
مورد توجه،قابل ملاحظه، مشاهده شده. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص613) 
جَمَلٌ مَلْحُوظٌ بلِحَاظَيْن، و قد لَحَظْتُ البَعِيرَ و لَحَّظْتُه تلْحِيظاً . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج4 , ص264) 