المَنْحُوف

اسم مفعول ثلاثی مجرد
bookmark

معنای المَنْحُوف

المَنْحُوف

آنكه در خلقت وى لاغرى و كم گوشتى باشد.
(
فرهنگ ابجدی
, ص869)
sourceLink

النَحِيف (القاموس).
(
أقرب الموارد
, ج5 , ص363)
sourceLink

نحيف:«وَجه مَنْحوف»
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1389)
sourceLink

- و هو منْحُوفٌ و نَحيفٌ ، بَيِّنُ النَّحافَةِ ،
theDescriptionIsMachineCreated
(
القاموس المحیط
, ج3 , ص266)
sourceLink

مَنْحُوف

باريك،لاغر،نزار،نحيف؛ پوست و استخوان شده،سست،ضعيف،بى‌حال، بى‌رمق.
(
فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص676)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.