المُزَرْكَش

مشتق رباعی
bookmark

معنای المُزَرْكَش

المُزَرْكَش

رنگارنگ
(
فرهنگ ابجدی
, ص813)
sourceLink

منسوج بخيوط‍‌ من ذهب أو فضَّة:«ثَوْبٌ‌ مُزَرْكَشٌ‌» ¦¦
مُنمَّق،مُزوَّق:«إنْشاء مُزَرْكَش»
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص612)
sourceLink

مُزَركَش

زرى‌دوزى شده،زربافته، زربفت؛گلدوزى شده(ب‍با نخ نقره‌اى و طلايى)؛ مزيين،آراسته،تزيين‌شده،پيرايه بسته.
(
فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص260)
sourceLink

قَلَم مُزَرْكَش

قلم زُخْرُفيّ‌
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص612)
sourceLink

مُزَرْكَش ب

مُقصَّب أَو مُطرَّز:«مُزَرْكَش بخيوطٍ‍‌ من ذَهَب أو فِضَّة».
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص612)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.