الكُظِيظ

مشتق ثلاثی مجرد
bookmark

معنای الكُظِيظ

الكُظِيظ

الممتلئ من الطعام ¦¦
المغتاظ أشدّ الغيظ ¦¦
الذي تبهظه الامور حتى يعجز عنها ¦¦
الازدحام. يقال«على باب فلان كَظِيظٌ»اي ازدحام
(
المنجد فی اللغة
, ص688)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.