هٰذٰا كِتٰابُنٰا يَنْطِقُ عَلَيْكُمْ بِالْحَقِّ إِنّٰا كُنّٰا نَسْتَنْسِخُ مٰا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (آیه 29/سوره الجاثية) 
نَسْخُ الكتابِ: نَقْلُ صُورته المجرَّدة إلى كتابٍ آخرَ، و ذلك لا يقتضي إزالةَ الصُّورَةِ الأُولى بل يقتضي إثباتَ مثلها في مادَّةٍ أُخْرَى، كاتِّخَاذِ نَقْشِ الخَاتم في شُمُوعٍ كثيرة، و اَلاِسْتِنْسَاخُ: التَّقَدُّمُ بنَسْخِ الشيءِ، و التَّرَشُّح، للنَّسْخ. و قد يُعَبَّر بالنَّسْخِ عن الاستنساخِ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص801) 
أَي نستنسخ ما تكتب الحفظة فيثبت عند الله; و في التهذيب: أَي نأْمر بنسخه و إِثباته. و النَّسْخ: إِبطال الشيء و إِقامة آخر مقامه. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
نسخ الشيءَ ينسَخُه نَسْخاً و انتسَخَه و استنسَخَه: اكتتبه عن معارضه. التهذيب: النَّسْخ اكتتابك كتاباً عن كتاب حرفاً بحرف، و الأَصل نُسخةٌ، و المكتوب عنه نُسخة لأَنه قام مقامه، و الكاتب ناسخ و منتسخ . و الاستنساخ: كتب كتاب من كتاب. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج3 , ص61) 
استنسخ الكتابَ: أي نسخه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج10 , ص6590) 
نَسَخَ الشىءَ يَنْسَخُه نَسْخاً، و انتسخه، و استنسخه: اكتتبه عن مُعارضة. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
أى: نَستنسخ ما تكتب الحَفَظةُ فيثبت عند اللّٰه تعالى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المحکم و المحیط الأعظمالمحکم و المحیط الأعظم
, ج5 , ص83) 
نَسَخْتُ الكتابَ من باب نفع و اِنْتَسَخْتُهُ و اِسْتَنْسَخْتُهُ أي نقلته. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
أي نثبت ما كنتم تعملون، أو نأخذ نُسْخَتَهُ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص444) 
نَسْخ الكتاب - يعنى ترجمه و برگرداندن و نقل صورت و نوشتههاى بدون كم و كاست آن كتاب به كتابى ديگر كه لازمه آن زائل نمودن نوشتههاى كتاب اول نيست بلكه اقتضاى ثبوت و اثبات آن مواد و پوستهها به مواد ديگر است(مثل ترجمهها از زبانى به زبانى ديگر) يا مانند مهر زدن انگشترى و خطوط آن بر موم يا لاك و اشيائى از اين قبيل(و امروز همان تايپ و حروفچينى و چاپ است.) - اِسْتِنْسَاخ - اقدام به نسخهنويسى و داوطلب براى انجام آن كار است كه گاهى بجاى واژه - نسخ - تعبير و معنى مىشود. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص322) 
از اين آيه روشن ميشود كه نوشتن اعمال بصورت ضبط صوت و پرده سينما است و صرف نوشتن اينكه فلانى دو ركعت نماز خواند، نسخه بردارى نيست. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج7 , ص54) 
نسخ: زايل كردن. از بين بردن «نَسَخَ الشّىء: أزاله» در قاموس ازاله و ابطال و تغيير و در صحاح ازاله و تغيير گفته است. در مجمع فرموده: نسخ در لغت آنست كه چيزى را ابطال كرده و چيز ديگرى در جاى آن قرار دهيم و اصل آن عوض گرفتن چيزى است در جاى ديگرى. عبارت راغب نظير مجمع است كه گفته: «اَلنَّسْخُ إزالة شىء بشىء يتعقّبه». بنظر نگارنده معناى اوّلى همان ازاله است و اين قيود بعد از رواج نسخ در احكام اضافه شده كه نسخ حكم جانشين كردن حكمى در جاى حكمى است. در المنار گويد: امامان لغت گفتهاند: نسخ در اصل بمعنى نقل است خواه نقل بذاته باشد مثل «نَسَخَتِ الشّمسُ الظّلَّ» يعنى آفتاب سايه را از محلّى بمحلّى نقل كرد و يا نقل صورت باشد مثل «نَسَخْتُ الكتاب» يعنى صورت آنرا بكتاب ديگرى نقل كردم. در اقرب الموارد گويد: اصل آن بمعنى نقل است. اين معنى مخالف با ازاله نيست كه اختيار كرديم بلكه از لوازم آن ميباشد. نسخ چنانكه گفته شد در نسخه بردارى و اثبات مثل نيز بكار رود گوئى نسخه برداشتن نوعى ازاله است نسبت بنسخه اوّل و نقل آن است بجاى ديگر. از اين است كه در مفردات و اقرب گفته: «نَسْخُ الكتاب: نقل صورته المجرَّدة الى كتاب آخر» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج7 , ص53) 
قال الشيخ أبو علي: نَسْخُ الآية إزالتها بإبدال أخرى مكانها و إِنْسَاخُهَا الأمر بِنَسْخِهَا و نسؤها تأخيرها و إذهابها لا إلى بدل و إنساؤها أن يذهب بحفظها عن القلوب. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص443) 