جُنْدٌ مٰا هُنٰالِكَ مَهْزُومٌ مِنَ اَلْأَحْزٰابِ (آیه 11/سوره ص) 
هزم: شكست دادن راغب گويد: اصل آن فشردن چيزى است تا بشكند مانند فشردن خيك خشك. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
«ما» براى تقليل است «هُنٰالِكَ» اشاره بمكان بعيد است شايد مراد از آن «بدر» باشد كه از مكّه بآنجا اشاره شده است. كه كفّار مكّه در آنجا شكست خوردند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج7 , ص155) 
اصل هَزْم گرفتن چيزى محكم در دست تا اينكه شكسته شود(در اثر فشردن آن) و بخاطر خشكى و فرسودگى مثل - پوست و چرم خشك كه مىتركد يا تركيدن پوست هندوانه و خربزه از اين واژه - هَزِيمَة است همانطور كه به معنى گريختن تعبير مىشود يعنى شكسته شدن لشكر هر شكستنى و خشك شدنى را هم با اين واژه تعبير مىكنند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص520) 
أصل اَلْهَزْمِ: غمز الشيء اليابس حتى ينحطم، كَهَزْمِ الشّنّ، و هَزْمِ القثّاء و البطّيخ، و منه: اَلْهَزِيمَةُ لأنه كما يعبّر عنه بذلك يعبّر عنه بالحطم و الكسر. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص842) 