شَقْشَقَ شتر بانگ زد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص531) 
هدَر:«شَقْشَقَ جَمَلٌ» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
صوَّت:«شَقْشَقَ عُصْفُورٌ» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص783) 
جيكجيك كردن،جيرجير كردن(پرنده)؛بانگ زدن،غريدن(شتر). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص338) 
شَقْشَقَتِ الغَاسِلَةُ الثّيَابَ اَو الْإنَاءَ آن زن جامهها و ظرفها را با آبشست تا اثر صابون را بزدايد ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
اين تعبير در زبان متداول رايج است 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص531) 
شَقْشَقَ العُصْفُورُ و نحْوُهُ صَوَّتَ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ص489) 
شَقْشَقَ الفَحْلُ شَقْشَقَةً هَدَرَ نَقَلَه الجَوْهَرِيُّ، و ذٰلك لمّا يَهِيجُ، و به يُشَبَّهُ البَلِيغُ الجَهْوَرِيُّ الصوتِ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج13 , ص251) 
شَقْشَقَ بِالحَدِيث عن تحدَّث بغير كُلْفة عن 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص783) 
در مورد...وراجى كرد، در مورد...داد سخن داد،پرچانگى كرد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص338) 
شَقْشَقَ العُصْفُورُ صَوَّتَ قال الجَوْهَرِيُّ: و العُصْفُورُ يُشَقْشِقُ في صَوْنِه 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج13 , ص251) 
شَقْشَقَ الجَمَلُ هدر 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص396) 
هَدَرَ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ص489) 
شَقْشَقَ الطَّيرُ صَوَّت ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
تقول العامّة: «شقشقتِ الغاسلةُ الثيابَ او الاناءَ» اذا غسلتها اخيراً بالماء ليذهب ما فيها من أثر الصابون 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص396) 
پرنده آواز داد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص531) 
شَقْشَقَ الفَحْلُ هَدَرَ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المحیط في اللغةالمحیط في اللغة
, ج5 , ص181) 
هدَر 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص685) 
هدر 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج3 , ص85) 
هدَر 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج10 , ص185) 
و شَقْشَقَ الفحلُ شَقْشَقَةً : هَدَرَ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( الصحاح (للجوهري)الصحاح (للجوهري)
, ج4 , ص1503) 
هَدَرَ، - و - العُصفُورُ: صَوَّتَ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( القاموس المحیطالقاموس المحیط
, ج3 , ص341) 
شَقْشَق العصفورُ صوَّت. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج3 , ص85) 
شَقْشَقَ بـ فاش كردن،لو دادن(چيزى را)؛ظاهر شدن، نمودار شدن،بيرون آمدن. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص338) 