أَ فَلاٰ يَتَدَبَّرُونَ اَلْقُرْآنَ أَمْ عَلىٰ قُلُوبٍ أَقْفٰالُهٰا (آیه 24/سوره محمد) 
اَلْأَقْفَالُ جمع قُفْلٍ، و هو معروف، و أَقْفَلْتُ الباب إِقْفَالاً فهو مُقْفَلٌ. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
الكلام استعارة. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج5 , ص453) 
القُفْل: معروف، و الجميع: الأقفال. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
قيل: «أَمْ» بمعنى الإنكار، أي ليس على قلوبهم ما يمنعهم من الإيمان. و قيل: «أَمْ» بمعنى بل أي بل على قلوبهم من الكفر ما يمنعهم. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج8 , ص5583) 
القُفْلُ: جمعش - أَقْفَال [وسيله بستن درها]. أَقْفَلْتُ البابَ: درب را قفل كردم، اين عبارت را براى هر مانعى كه در سر راه رسيدن انسان يا گرفتن و انجام چيزى باشد آن را مثل زدهاند و مىگويند: فلانٌ مُقْفَلٌ عن كذا: او از آن كار بازمانده و به آن نرسيده. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص229) 
اقفال جمع قفل است. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
بودن قفل بر قلب كنايه از عدم تدبّر و تفكر است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج6 , ص23) 
اَلْقُفْلُ جمعه: أَقْفَالٌ. يقال: أَقْفَلْتُ الباب، و قد جعل ذلك مثلا لكلّ مانع للإنسان من تعاطي فعل، فيقال: فلان مُقْفَلٌ عن كذا. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص679) 