المُتَنسِّر

اسم فاعل ثلاثی مزید باب تفعّل
bookmark

معنای المُتَنسِّر

المُتَنسِّر

مُنَسَّل:«نسيج مُتنسِّر»،«حَبْل مُتنسِّر»
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1405)
sourceLink

تنسَّر الحبل و انتَسَر :انتقض و انتشر طرفه. نسَره ينسُره نَسرا و نسَّره :نقضه.
(
الإفصاح في فقه اللغة
, ج2 , ص1017)
sourceLink

مداخل هم ریشه المُتَنسِّر

النون و السين و الراء أصلٌ‌ صحيح يدلُّ‌ على اختلاسٍ و استلاب.(معجم مقاییس اللغة , ج5 , ص425)sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.