وَ لَوْ أَنَّ مٰا فِي اَلْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلاٰمٌ وَ اَلْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مٰا نَفِدَتْ كَلِمٰاتُ اَللّٰهِ (آیه 27/سوره لقمان) 
أصل اَلْقَلْمِ: القصّ من الشيء الصّلب، كالظفر و كعب الرّمح و القصب، و يقال لِلْمَقْلُومِ: قَلَمٌ. كما يقال للمنقوض: نقض. و خصّ ذلك بما يكتب به، و بالقدح الذي يضرب به، و جمعه: أَقْلاَمٌ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص683) 
اصل قَلَم چيدن چيزى سخت مثل چيدن ناخن و نى و بن نيزه است. به - مَقْلُوم - يا چيده شده هم - قِلْم - گفته مىشود، چنانكه به - منقوض - يعنى شكستهشده - نقض - گويند. واژه قَلَم مخصوص نوشتن بر چيزى است كه بهوسيله قلم نوشته مىشود و نوشتن بر تيرهايى كه پرتاب مىكنند. جمعش - أَقْلاَم - است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص241) 
قلم: آلت نوشتن. اصل قلم (بر وزن فلس) قطع گوشۀ چيزى است مثل گرفتن ناخن و تراشيدن نى، در اقرب الموارد گفته تا تراشيده نشود قلم نگويند بلكه قصبه گويند. جمع قلم اقلام است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج6 , ص32) 
وَ مٰا كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُونَ أَقْلاٰمَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ (آیه 44/سوره آل عمران) 
أصل اَلْقَلْمِ: القصّ من الشيء الصّلب، كالظفر و كعب الرّمح و القصب، و يقال لِلْمَقْلُومِ: قَلَمٌ. كما يقال للمنقوض: نقض. و خصّ ذلك بما يكتب به، و بالقدح الذي يضرب به، و جمعه: أَقْلاَمٌ. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
أي: أقداحهم. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص683) 
يعنى تيرهاى خود را مىافكنند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص242) 
اصل قَلَم چيدن چيزى سخت مثل چيدن ناخن و نى و بن نيزه است. به - مَقْلُوم - يا چيده شده هم - قِلْم - گفته مىشود، چنانكه به - منقوض - يعنى شكستهشده - نقض - گويند. واژه قَلَم مخصوص نوشتن بر چيزى است كه بهوسيله قلم نوشته مىشود و نوشتن بر تيرهايى كه پرتاب مىكنند. جمعش - أَقْلاَم - است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص241) 
قلم: آلت نوشتن. اصل قلم (بر وزن فلس) قطع گوشۀ چيزى است مثل گرفتن ناخن و تراشيدن نى، در اقرب الموارد گفته تا تراشيده نشود قلم نگويند بلكه قصبه گويند. جمع قلم اقلام است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج6 , ص32) 
مراد از اقلام تيرهاى قرعه است اقرب الموارد علّت اين تسميه را تراشيده شدن تير ذكر ميكند يعنى تو در نزد آنها نبودى آندم كه تيرهاى خويش را بهم ميزدند تا كدام يك مريم را كفالت نمايد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج6 , ص33) 
أي سهامهم التي كانوا يجيلونها عند العزم على الأمر، و قيل اقترعوا بِأَقْلاَمِهِم التي كانوا يكتبون بها التوراة: تبركا. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
اَلْقَلَمُ بالتحريك: الذي يكتب به و لا يسمى قَلَماً إلا بعد البري، و قبله قصبة. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج6 , ص140) 
القَلَم: السَّهْم الذي يُجال بين القوم في القِمار، و جمعهما أَقْلام. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
قيل: معناه سهامهم، و قيل: أَقْلامهم التي كانوا يكتبون بها التوراة; قال الزجاج: الأَقْلام هاهنا القِداح، و هي قِداح جعلوا عليها علامات يعرفون بها من يكفل مريم على جهة القرعة، و إنما قيل للسهم القَلَم لأَنه يُقْلم أي يُبْرى. و كلُّ ما قطَعت منه شيئاً بعد شيء فقد قَلَمْته ; من ذلك القلم الذي يكتب به، و إنما سمي قَلَماً لأَنه قلِمَ مرة بعد مرة، و من هذا قيل: قَلَمت أَظفاري. و قَلَمت الشيء: بَرَيْته و فيه عالَ قلمُ زكريا; هو هاهنا القِدْح و السهم الذي يُتقارَع به، سمي بذلك لأَنه يُبرى كبَرْي القلم. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج12 , ص490) 
أي سهامهم. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
القَلَم: القِدْح. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج8 , ص5600) 
قال الزجاج: . . قال: و إنما قيل للسَهْم قَلَم لأنّه يُقلَم، أي: يُبْرَى. و كلُّ ما قطعتَ منه شيئاً بعد شيء فقد قلَمته من ذلك القَلَم الذي يُكتَب به، و إنّما سمّي قَلَماً لأنّه قُلِم مَرّةً بعد مرّة. و مِن هذا قيل: قلّمت أظفاري. سلمة عن الفراء: يقال للمقراض المقلام و القلمان و الجلمان و نحو ذلك. و قال الليث: قلمت الشيء: بريته. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
قال الزجاج: الأقلام: هاهنا القِداح، قال: هي قِداحٌ جعلوا عليها علاماتٍ يَعرفون بها مَن يكفُل مريم على جهة القُرَعة. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج9 , ص148) 
القَلم: السهم الذى يُجال بين القوم فى القِمار. و جمعهما: أقْلام. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
قيل: معناه: سهامهم. و قيل: أقلامهم التى كانوا يكتبون بها التوراة. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المحکم و المحیط الأعظمالمحکم و المحیط الأعظم
, ج6 , ص438) 
القَلَمُ : الذي يُكْتَبُ به. و السَّهْمُ الذي يُجَالُ [به] بين القَوْم 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المحیط في اللغةالمحیط في اللغة
, ج5 , ص440) 