المَطْعُوم آنچه كه خورده يا چشيده مىشود ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
در زبان متداول شاخۀ پيوند شده درخت است و نيز بر كسيكه واكسن آبله مىزند اطلاق مىشود 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص835) 
ما يُطعَم اَي: يُؤْكَل و قيل يذاق 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج3 , ص375) 
ما يُؤكَل أو يُذاق ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
غصن او نحوه تُطعَّم به الشجرة البرّيَّة من الشجرة البستانية(عاميّة) ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
لقاح الجدَريّ الذي يُطعَّم به الصحيح للوقاية من المرض(عاميّة) 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص466) 
ج مَطاعِيم:(ز)طُعْم 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص910) 
خوردنى 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ کنز اللغاتفرهنگ کنز اللغات
, ج2 , ص1291) 
مزهدار؛چشيده شده. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص398) 