لمَّع جَعَل الشَّيء يلمع:«لمَّع نُحاسيَّات»، «لمَّع شَعْره»،«لمَّع مَعْدنًا»،«لمّع نَسيجًا» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
لَوَّن ألوانًا شتّى:«لمَّع رَسْماً» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
غَطَّى بِطِلاء لامِع:«لَمَّع جلدًا»،«لمّع أثاثًا خَشبيًّا»،«لمّع أحْذيةً» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
صَقَل،ملَّس:«لَمّع ورقًا» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
جعَل(قُماشًا)لامعًا مَلِسًا بتمريره على اللَّمَّاعة:«لَمَّعَ قُماشًا» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
جَعَل لامِعًا:«لَمَّع الحَكُّ ثيابه» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1301) 
تُلَمِّعُه المرأة تَرْدَعُ صَدْرَها و مَقاديم جَيْبِها بالزعفران:تُلَمِّعُه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المحکم و المحیط الأعظمالمحکم و المحیط الأعظم
, ج2 , ص10) 
لَمَّعَه درخشاندن،باعث درخشيدنِ(چيزى) شدن،باعث برق زدنِ(چيزى)شدن؛تاباندن، نورانى كردن؛جلا دادن،برق انداختن؛پرداخت كردن،صيقل زدن(چيزى را). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص626) 
لَمَّعَ النَّسيجَ أَو الحجر لوَّنه أَلواناً شتَّى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ج2 , ص839) 
لَمَّعَ زيدٌ سيفَهُ صقله و جعله يلمع 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( معجم الأفعال المتداولة معجم الأفعال المتداولة و مواطن استعمالها
, ص688) 
لَمَّعَ الشَّى ءَ آنرا درخشانكرد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص761) 
جعله يلمع. (محدثة) . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ج2 , ص839) 
لَمَّعَ النسجَ لوَّنهُ الواناً شتَّى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج5 , ص90) 
بافته را به رنگهاى مختلف رنگ كرد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص761) 
لوَّنهُ ألواناً مختلفة 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص734) 