المَشْرَف المكان تُشْرِف عليه و تعلوه 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج6 , ص252) 
ج مَشارِف:مَنظر مُشرِف:«هذا مَشْرَفٌ جميل» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
شُرفة:«بابٌ يُطِلّ على مَشْرَف» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص763) 
محل مرتفع،مكان مشرف، ديدگاه(در بلندى)؛...ج.مَشارِف ارتفاعات،بلندىها،قلهها. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص329) 
بفتح ميم و راء: جاى بلند 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ کنز اللغاتفرهنگ کنز اللغات
, ج2 , ص1271) 
مَشارف الأرض أعاليها، و مَشارف الشام:قُرًى من أرض العرب تدنو من الريف. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( الإفصاح في فقه اللغةالإفصاح في فقه اللغة
, ج2 , ص1057) 
شرف المَشْرَف : المكان المشْرف . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج6 , ص3422) 
المكان تُشرِف عليه و تعلوه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( معجم مقاییس اللغةمعجم مقاییس اللغة
, ج3 , ص263) 