يَوْمَ يَأْتِ لاٰ تَكَلَّمُ نَفْسٌ إِلاّٰ بِإِذْنِهِ فَمِنْهُمْ شَقِيٌّ وَ سَعِيدٌ (آیه 105/سوره هود) 
[شَقِيّ: بدبخت برخلاف سعید] 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج4 , ص61) 
وَ بَرّاً بِوٰالِدَتِي وَ لَمْ يَجْعَلْنِي جَبّٰارا شَقِيًّا (آیه 32/سوره مريم) 
[شَقِيّ: بدبخت برخلاف سعید] ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
«وَ لَمْ أَكُنْ بِدُعٰائِكَ رَبِّ شَقِيًّا» مريم: 4. گوئى مراد از شقاوت در اين آيه محروم بودن از خيرات است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج4 , ص61) 
وَ لَمْ أَكُنْ بِدُعٰائِكَ رَبِّ شَقِيًّا (آیه 4/سوره مريم) 
[شَقِيّ: بدبخت برخلاف سعید] ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
«وَ بَرًّا بِوٰالِدَتِي وَ لَمْ يَجْعَلْنِي جَبّٰاراً شَقِيًّا» مريم: 32. گوئی مراد از شقاوت در اين آيه محروم بودن از خيرات و يا اینکه شقاوت (بدبختی) است. ميشود از آيه فهميد كه عقوق والدين سبب شقاوت است. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
در الميزان ذيل آيۀ «وَ لَمْ أَكُنْ بِدُعٰائِكَ رَبِّ شَقِيًّا» مريم: 4. فرموده: گويا مراد از شقاوت محروم شدن از خيرات و حرمان لازم شقاوت و يا خود شقاوت است. احتمال اولشان مطابق نظر ما است. بنا بر اين شقاوت، عدم قابليت رحمت است كه از عصيان و عدم ايمان بوجود آيد. بعكس سعادت اين راجع بآخرت ولى راجع بدنيا ميشود گفت: شقاوت عدم نيل بخواستهها و آرزوهاست چنانكه سعادت خلاف آن مىباشد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج4 , ص61) 
أي لم تشقني بالرد و الخيبة. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص248) 
قال الجوهري: الشَّقَاءُ و الشَّقَاوَةُ بالفتح نقيض السعادة. قيل: و هو ينقسم إلى دنيوي هو في المعاش من النفس و المال و الأهل، و أخروي هو في المعاد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص251) 
الشَّقِيِّ: ضد السَّعِيد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج14 , ص439) 
الشَّقاء . ضد السَّعادة، يمد و يقصر. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
أراد: كنتُ مُستجابَ الدعوة، و يجوز أن يكون أراد: مَن دعاكَ مخلصا فقد وحّدك و عبدك فلم أكن بعبادتك شَقِيّا، هذا قول الزجاج. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( المحکم و المحیط الأعظمالمحکم و المحیط الأعظم
, ج6 , ص515) 
فَمِنْهُمْ شَقِيٌّ وَ سَعِيدٌ (آیه 105/سوره هود) 
[شَقِيّ: بدبخت برخلاف سعید] ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
در الميزان ذيل اين آيه فرموده: سعادت هر شىء آنست بخيريكه سبب كمال و لذّت است برسد و آن در انسان كه از روح و جسم مركّب ميباشد آنستكه بحسب قواى بدنى و روحى بخير برسد و ملتذّ گردد. و شقاوتش آنستكه خير فوق را فاقد باشد و از آن محروم گردد، آندو بحسب اصطلاح عدم و ملكهاند. ناگفته نماند: سعادت و شقاوت نتيجۀ ايمان و عمل و عدم آندو است در اينصورت سعادت حالت نفسانيى است كه رسيدن بخيرات را ميّسر ميكند و شقاوت عكس آنست در مجمع نيز آندو را حالت و نيرو فرموده است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج4 , ص60) 
الشَّقِيُّ: نقيض السعيد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج6 , ص3512) 