إِلَيْهِ يَصْعَدُ اَلْكَلِمُ اَلطَّيِّبُ (آیه 10/سوره فاطر) 
كلم: راغب ميگويد: كلم تأثيرى است كه با چشم يا گوش درك شود كلام با گوش و كلم (زخم) با چشم درك ميشود «كلّمته» يعنى باو زخمى زدم كه اثرش ظاهر شد. در مجمع فرموده: كلم بمعنى زخم است و معناى اصلى آن تأثير ميباشد كلم (زخم) اثرى است دلالت بر زخمزن دارد و كلام اثرى است دلالت بر معنى دارد. ظاهرا كلام راغب نيز بكلام مجمع راجع است. در شرح جامى گويد: علّت اين تسميه آنست كه كلمه و كلام در نفوس و اذهان اثر ميكند مانند زخمها در اجسام. پس منطوق انسان را از آنجهت كلمه و كلام گويند كه در اذهان اثر ميگذارند بواسطۀ دلالت بر معانى خود. کَلِم: جمع کلمه است . به کمتر از سه اطلاق نمی شود. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج6 , ص140) 
اَلْكَلِمُ بكسر اللام: جنس لا جمع، كتمر و تمرة. و قيل جمع حيث لا يقع إلا على الثلاثة فصاعدا. و اَلْكَلِمُ الطيب يؤول ببعض اَلْكَلِم الطيب و هو" تمجيد الله، و تقديسه، و تحميده "و قيل: هو" كَلِمَةُ الشهادة "وَ عَنِ اَلصَّادِقِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: " اَلْكَلِمُ اَلطَّيِّبُ هُوَ قَوْلُ اَلْمُؤْمِنِ: لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اَللَّهِ، عَلِيٌّ وَلِيُّ اَللَّهِ، وَ خَلِيفَةُ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ، قَالَ وَ اَلْعَمَلُ اَلصّٰالِحُ: اَلاِعْتِقَادُ أَنَّ هَذَا هُوَ اَلْحَقُّ مِنْ عِنْدِ اَللَّهِ لاَ شَكَّ فِيهِ مِنْ رَبِّ اَلْعَالَمِينَ. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج6 , ص157) 
اَلْكَلِمَةُ: تقع على الاسم و الفعل و الحرف و تقع على الألفاظ المنظومة، و المعاني المجموعة تحتها، و لهذا تقول العرب لكل قضية: كَلِمَةٌ. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج6 , ص156) 
يُحَرِّفُونَ اَلْكَلِمَ عَنْ مَوٰاضِعِهِ (آیه 46/سوره النساء) 
جمع الكلمة، و قيل: إنهم كانوا يبدّلون الألفاظ و يغيّرونها، و قيل: إنه كان من جهة المعنى، و هو حمله على غير ما قصد به و اقتضاه، و هذا أمثل القولين، فإنّ اللفظ إذا تداولته الألسنة و اشتهر يصعب تبديله. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص724) 
اَلْكلْمُ: التأثير المدرك بإحدى الحاسّتين، فَالْكَلاَمُ: مدرك بحاسّة السّمع، و اَلْكَلْمُ: بحاسّة البصر، و كَلَّمْتُهُ: جرحته جراحة بَانَ تأثيرُها، فَالْكَلاَمُ يقع على الألفاظ المنظومة، و على المعاني التي تحتها مجموعة، و عند النحويين يقع على الجزء منه، اسما كان، أو فعلا، أو أداة. و عند كثير من المتكلّمين لا يقع إلاّ على الجملة المركّبة المفيدة، و هو أخصّ من القول، فإن القول يقع عندهم على المفردات، و اَلْكَلِمَةُ تقع عندهم على كلّ واحد من الأنواع الثّلاثة، و قد قيل بخلاف ذلك. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص722) 
اَلْكَلْمُ: اثرى از(خستگى و جراحت يا صوت و سخن) كه با يكى از دو حس(شنوائى و بينائى) درك مىشود، پس كلام با حس شنوايى و شنيدن درك مىشود و - كلم - يعنى جراحت با حس بينائى. كَلَّمْتُهُ: به سختى مجروحش كردم كه تأثيرش ظاهر شد، پس كَلاَم و سخن بر الفاظ منظم و آراسته اطلاق مىشود و همچنين بر معانى كه تحت آن الفاظ فراهم مىآيد و قرار مىگيرد. در نظر علماى نحو، كلام بر جزء واقع مىشود كه آن جزء يا اسم و يا فعل و يا حرف است و در نظر بيشتر متكلمين، كلام به اطلاق مىشود مگر بر جمله مركب و مفيد كه اخص از قول است زيرا قول در نظر آنها بر مفردات قرار مىگيرد. و كَلِمَة در نظر آنها بر هريك از اقسام سهگانه سخن يعنى اسم و فعل و حرف واقع مىشود كه برخلاف اين نظر هم گفته شده. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص66) 
كَلِمْ جمع كلمة است و گفته شده اينان الفاظ را تغيير و تبديل مىدهند و آنها را تعبير مىكنند و نيز گفتهاند تحريف در آيه اخير از نظر معنى است به اين طريق كه كلام خداى را بغير از آنچه كه مقصود آيه و لفظ است و اقتضاى آن را دارد تبديل مىكنند و اين نظر از دو سخن مذكور نيكوتر و شريفتر است زيرا هر لفظ وقتى در زبانها شايع و رايج شده و شهرت يافت تغيير و تبديل آن سخت و مشكل است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص76) 