وَ جَعَلَ لَكُمُ اَلسَّمْعَ وَ اَلْأَبْصٰارَ وَ اَلْأَفْئِدَةَ (آیه 78/سوره النحل) 
اَلْفُؤَادُ كالقلب لكن يقال له: فُؤَادٌ إذا اعتبر فيه معنى اَلتَّفَؤُّدِ، أي: التّوقّد، و جمع الفؤاد: أَفْئِدَةٌ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص646) 
الفُؤَادُ [دل] مثل قلب است ولى فؤاد به اعتبار معنى افروخته شدن گرما و حرارت در آن است كه اينچنين ناميده شده. تَفَؤُّدٌ يا توقّد يعنى تافتن و داغ شدن، جمع فُؤَاد - أَفْئِدَةٌ - است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص100) 
فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ اَلنّٰاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ (آیه 37/سوره إبراهيم) 
اَلْفُؤَادُ كالقلب لكن يقال له: فُؤَادٌ إذا اعتبر فيه معنى اَلتَّفَؤُّدِ، أي: التّوقّد، و جمع الفؤاد: أَفْئِدَةٌ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص646) 
الفُؤَادُ [دل] مثل قلب است ولى فؤاد به اعتبار معنى افروخته شدن گرما و حرارت در آن است كه اينچنين ناميده شده. تَفَؤُّدٌ يا توقّد يعنى تافتن و داغ شدن، جمع فُؤَاد - أَفْئِدَةٌ - است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص100) 
فؤاد: قلب. قلب را از آن فؤاد گويند كه در آن توقّد و دلسوزى هست كه «فأد» بمعنى بريان كردن آمده است بقولى علّت اين تسميه تأثر و تحوّل قلب است كه «فأد» در اصل بمعنى حركت و تحريك است. (اقرب) راغب وجه اول را گفته و نيز قلب را بعلّت تقلّب و تحوّل آن قلب گفتهاند. جمع آن افئده است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج5 , ص142) 
أَي أَفْئِدَةً من أَفْئِدَةِ النّاسِ تُسرِعُ إِليهم، أَو تَنحَطُّ و تَنحَدِرُ، ف «من» للتّبعيض؛ و لذلك قال مجاهدٌ: لو قال: « أَفئِدَةَ النّاسِ» لزاحَمَتكُم عليه فارسٌ و الرّومُ و التّركُ و الهنُد. أَو اجْعَل أَفئدَةَ ناسٍ تهوي إِليهم، ف «من» لابتداءِ الغاية، كقولك: القَلبُ منّي سَقيمٌ، و التّبعيضُ مُستفادٌ من تنكيرِ الأَفئِدَةِ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( الطراز الأولالطراز الأول و الکناز لما علیه من لغة العرب المعول
, ج6 , ص133) 
وَ نُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَ أَبْصٰارَهُمْ (آیه 110/سوره الأنعام) 
فهم لا يفقهون و لا يبصرون. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج3 , ص119) 
الفُؤَادُ: القلب، و الجمع الأَفْئِدَةُ، و يقال الأَفْئِدَةُ توصف بالرقة و القلوب باللين، لأن الفُؤَادَ غشاء القلب إذا رق نفذ القول فيه و خلص إلى ما ورائه، و إذا غلظ تعذر وصوله إلى داخله، و إذا صادف القلب شيئا علق به إذا كان لينا. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج3 , ص118) 
اَلَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى اَلْأَفْئِدَةِ (آیه 7/سوره الهمزة) 
اَلْفُؤَادُ كالقلب لكن يقال له: فُؤَادٌ إذا اعتبر فيه معنى اَلتَّفَؤُّدِ، أي: التّوقّد، و جمع الفؤاد: أَفْئِدَةٌ. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
تخصيص الأفئدة تنبيه على فرط تأثير له. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص646) 
الفُؤَادُ [دل] مثل قلب است ولى فؤاد به اعتبار معنى افروخته شدن گرما و حرارت در آن است كه اينچنين ناميده شده. تَفَؤُّدٌ يا توقّد يعنى تافتن و داغ شدن، جمع فُؤَاد - أَفْئِدَةٌ - است. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
مخصوص گردانيدن - افئدة يعنى دلها - تشبيهى و هشدارى است بر زيادى تأثير آتش بر آنكه، بعد از اين كتاب كتابى كه در علم قرآن است جاى ذكر و بحث آن خواهد بود. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص100) 
فؤاد: قلب. قلب را از آن فؤاد گويند كه در آن توقّد و دلسوزى هست كه «فأد» بمعنى بريان كردن آمده است بقولى علّت اين تسميه تأثر و تحوّل قلب است كه «فأد» در اصل بمعنى حركت و تحريك است. (اقرب) راغب وجه اول را گفته و نيز قلب را بعلّت تقلّب و تحوّل آن قلب گفتهاند. جمع آن افئده است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج5 , ص142) 
با ملاحظۀ آيۀ گذشته و آيات 78 نحل و 78 مؤمنون و 9 سجده و غيره كه فؤاد و افئده در رديف سمع و بصر آمده مخصوصا آيۀ نٰارُ اَللّٰهِ اَلْمُوقَدَةُ. اَلَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى اَلْأَفْئِدَةِ همزه: 6 و 7. ميتوان فهميد كه مراد از فؤاد قلب صنوبرى شكل معروف است مشروح سخن در «قلب» ديده شود. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج5 , ص143) 
الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ (آیه 7/سوره الهمزة) 
أي تبلغ أوساط القلوب، و لا شيء في بدن الإنسان ألطف من الفؤاد و لا أشد تأذيا منه. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
الفُؤَادُ: القلب، و الجمع الأَفْئِدَةُ، و يقال الأَفْئِدَةُ توصف بالرقة و القلوب باللين، لأن الفُؤَادَ غشاء القلب إذا رق نفذ القول فيه و خلص إلى ما ورائه، و إذا غلظ تعذر وصوله إلى داخله، و إذا صادف القلب شيئا علق به إذا كان لينا. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج3 , ص118) 
وَ أَفْئِدَتُهُمْ هَوٰاءٌ (آیه 43/سوره إبراهيم) 
اَلْفُؤَادُ كالقلب لكن يقال له: فُؤَادٌ إذا اعتبر فيه معنى اَلتَّفَؤُّدِ، أي: التّوقّد، و جمع الفؤاد: أَفْئِدَةٌ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص646) 
الفُؤَادُ [دل] مثل قلب است ولى فؤاد به اعتبار معنى افروخته شدن گرما و حرارت در آن است كه اينچنين ناميده شده. تَفَؤُّدٌ يا توقّد يعنى تافتن و داغ شدن، جمع فُؤَاد - أَفْئِدَةٌ - است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص100) 