المُتَندِّم

اسم فاعل ثلاثی مزید باب تفعّل
bookmark

معنای المُتَندِّم

مُتَندِّم

مُتحسِّر و مُتأسِّف: «مُتندّم على ضَيَاع الوَقْت سُدًى»
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1394)
sourceLink

مُتَنَدِّم

پشيمان،سر به سنگ خورده،متأسف.
(
فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص680)
sourceLink

مداخل هم ریشه المُتَندِّم

النون و الدال و الميم كلمةٌ‌ تدلُّ‌ على تَفَكُّنٍ‌ لشيءٍ قد كان يقال: ندِم عليه نَدَمًا و نَدامةً‌ .(معجم مقاییس اللغة , ج5 , ص411)sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.