بَذُؤَ الرجل بَذَاءَةً فهو بَذِيءٌ ، مهموز:أي محتقَر. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ص469) 
قد بَذُؤ عليّ فلانٌ بَذِيء اللسان و قد بَذُؤ عليّ و بَذَأ بَذَاءةً و بَذَاءً 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص33) 
بَذُؤَ فحش ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
سفِه 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص30) 
مترادف(بَذَأَ)است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص179) 
-بَذاءةً و بَذاءً:بذَأَ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص73) 
بَذَاءَةً، و بَذَاء:بَذِئَ. فهو بَذِىءٌ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ص45) 
بدزبان شد . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( دستور اللغةدستور اللغة (کتاب الخلاص)
, ص183) 
بددهنى كردن،بىتربيتى كردن،بىادب شدن. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص31) 
قد بَذُؤ يَبْذُؤ بَذَاءً . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج15 , ص20) 
كقَرُبَ ، و يثلَّثُ - بَذاءً ، و بَذَاءَةً ، بمدِّهما: سَفِهَ و أَفحَشَ في منطقِهِ ، فهو بَذيءٌ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( الطراز الأولالطراز الأول و الکناز لما علیه من لغة العرب المعول
, ص26) 