وَ لاٰ تَكُنْ كَصٰاحِبِ اَلْحُوتِ إِذْ نٰادىٰ وَ هُوَ مَكْظُومٌ (آیه 48/سوره القلم) 
اَلْكَظَمُ: مخرج النّفس، يقال: أخذ بِكَظَمِهِ، و اَلْكُظُومُ: احتباس النّفس، و يعبّر به عن السّكوت كقولهم: فلان لا يتنفّس: إذا وصف بالمبالغة في السّكوت، و كُظِمَ فلان: حبس نفسه. و كَظْمُ الغَيْظِ: حبسه. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص712) 
اَلْكَظْم: گلو يا محل خروج نَفَس، مىگويند: اخذ بكظمه: راه نفسش گرفت. كُظُوم: بستن و حبس نفس است كه از آن به سكوت تعبير مىشود، مثل: فلان لا يتنفس - در وقتى كه در سكوت زياد توصيف شود. كُظِمَ فلانٌ: نفسش بند آمد و ساكت شد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص32) 
ظاهرا مكظوم بمعنى پر از غصه است. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
كظم: (بر وزن فلس) مجراى تنفّس چنانكه راغب و ديگران گفتهاند ايضا كظم حبس و نگهدارى غيظ است در سينه خواه بواسطۀ عفوّ باشد يا نه. طبرسى فرمايد: اصل كظم بستن دهان مشك است پس از پر شدن «كظمت القربة» يعنى دهان مشك را پس از پر كردن بستم «فلان كظيم و مكظوم» آنوقت گويند كه پر از غصّه يا پر از خشم باشد و انتقام نگيرد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج6 , ص113) 