إِنَّمٰا قَوْلُنٰا لِشَيْ ءٍ إِذٰا أَرَدْنٰاهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ (آیه 40/سوره النحل) 
این آیه نشان ميدهد كه ارادۀ خدا سابق بر امر خداست ولى بايد گفت: كه اين اعتبارى است و گرنه قول و امر و اراده هر سه يكى است. راغب در مفردات گفته: اراده در خدا بمعنى حكم و امر است. در الميزان ذيل آيۀ 40. نحل بعد از بررسى آيات فرموده: با اين روشن معلوم ميشود كه اراده و حكم خدا هر دو يكى است و آن بحسب اعتبار بر قول و امر مقدم است. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
رود: بفتح (ر) طلب كردن. خواستن در اقرب گويد «رَادَهُ رَوْداً و رِيَاداً: طَلَبَهُ» أَرَادَهُ بمعنى قصد از همين ماده است. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
اراده در بشر چنانكه ميدانيم توأم با انقلاب و شوق و تغيير فكر و غيره است ولى خداوند ثابت و لا يتغير است و حتما ارادۀ خدا مثل ارادۀ بشر نيست تعالى اللّه عن ذلك علوّا كبيرا. در اين صورت اينكه ميگوئيم. خدا اراده فرمود. خدا مريد است يعنى چه؟ تدبر در آيات قرآن نشان ميدهد كه ارادۀ خدا بمعنى حكم و دستور خداست و حكم و اراده هر دو يكى هستند مثلا «وَ إِذٰا أَرٰادَ اَللّٰهُ بِقَوْمٍ سُوْءاً فَلاٰ مَرَدَّ لَهُ» رعد: 11. روشن ميكند كه اراده همان دستور و حكم است كه توأم با وقوع خارجى است و اگر مثل اراده و فكر بشرى بود «فَلاٰ مَرَدَّ» صحيح نبود بلكه لازم بود گفته شود «اذا اوصل اللّه سوءا بقوم فلا مردّ له. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص146) 
فَأَرٰادَ رَبُّكَ أَنْ يَبْلُغٰا أَشُدَّهُمٰا وَ يَسْتَخْرِجٰا كَنزَهُمٰا (آیه 82/سوره الكهف) 
ارادۀ خدا همان دستور بآن عالم بود كه ديوار را مرمّت كرد. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
اراده در بشر چنانكه ميدانيم توأم با انقلاب و شوق و تغيير فكر و غيره است ولى خداوند ثابت و لا يتغير است و حتما ارادۀ خدا مثل ارادۀ بشر نيست تعالى اللّه عن ذلك علوّا كبيرا. در اين صورت اينكه ميگوئيم. خدا اراده فرمود. خدا مريد است يعنى چه؟ تدبر در آيات قرآن نشان ميدهد كه ارادۀ خدا بمعنى حكم و دستور خداست و حكم و اراده هر دو يكى هستند مثلا «وَ إِذٰا أَرٰادَ اَللّٰهُ بِقَوْمٍ سُوْءاً فَلاٰ مَرَدَّ لَهُ» رعد: 11. روشن ميكند كه اراده همان دستور و حكم است كه توأم با وقوع خارجى است و اگر مثل اراده و فكر بشرى بود «فَلاٰ مَرَدَّ» صحيح نبود بلكه لازم بود گفته شود «اذا اوصل اللّه سوءا بقوم فلا مردّ له. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
رود: بفتح (ر) طلب كردن. خواستن در اقرب گويد «رَادَهُ رَوْداً و رِيَاداً: طَلَبَهُ» أَرَادَهُ بمعنى قصد از همين ماده است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص146) 
إِنَّمٰا أَمْرُهُ إِذٰا أَرٰادَ شَيْئا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ (آیه 82/سوره يس) 
اراده در بشر چنانكه ميدانيم توأم با انقلاب و شوق و تغيير فكر و غيره است ولى خداوند ثابت و لا يتغير است و حتما ارادۀ خدا مثل ارادۀ بشر نيست تعالى اللّه عن ذلك علوّا كبيرا. در اين صورت اينكه ميگوئيم. خدا اراده فرمود. خدا مريد است يعنى چه؟ تدبر در آيات قرآن نشان ميدهد كه ارادۀ خدا بمعنى حكم و دستور خداست و حكم و اراده هر دو يكى هستند مثلا «وَ إِذٰا أَرٰادَ اَللّٰهُ بِقَوْمٍ سُوْءاً فَلاٰ مَرَدَّ لَهُ» رعد: 11. روشن ميكند كه اراده همان دستور و حكم است كه توأم با وقوع خارجى است و اگر مثل اراده و فكر بشرى بود «فَلاٰ مَرَدَّ» صحيح نبود بلكه لازم بود گفته شود «اذا اوصل اللّه سوءا بقوم فلا مردّ له. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
این آیه نشان ميدهد كه ارادۀ خدا سابق بر امر خداست ولى بايد گفت: كه اين اعتبارى است و گرنه قول و امر و اراده هر سه يكى است. راغب در مفردات گفته: اراده در خدا بمعنى حكم و امر است. در الميزان ذيل آيۀ 40. نحل بعد از بررسى آيات فرموده: با اين روشن معلوم ميشود كه اراده و حكم خدا هر دو يكى است و آن بحسب اعتبار بر قول و امر مقدم است. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
رود: بفتح (ر) طلب كردن. خواستن در اقرب گويد «رَادَهُ رَوْداً و رِيَاداً: طَلَبَهُ» أَرَادَهُ بمعنى قصد از همين ماده است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص146) 
صريح في أن إِرَادَتَهُ نفس إيجاده للشيء. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
الإِرَادَةُ: المشيئة. قال الجوهري و أصلها الواو [لقولك راوده] إلا أن الواو سكنت فنقلت حركتها إلى ما قبلها فانقلبت في الماضي ألفا و في المستقبل ياء و سقطت في المصدر لمجاورتها الألف الساكنة و عوض منها الهاء في آخره - انتهى. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص56) 
يُرِيدُ اَللّٰهُ بِكُمُ اَلْيُسْرَ وَ لاٰ يُرِيدُ بِكُمُ اَلْعُسْرَ (آیه 185/سوره البقرة) 
قد تذكر اَلْإِرَادَةُ و يراد بها معنى الأمر، كقولك: أُرِيدَ منك كذا، أي: آمرك بكذا. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
اَلْإِرَادَةُ في الأصل: قوّة مركّبة من شهوة و حاجة و أمل، و جعل اسما لنزوع النّفس إلى الشيء مع الحكم فيه بأنه ينبغي أن يفعل، أو لا يفعل، ثم يستعمل مرّة في المبدإ، و هو: نزوع النّفس إلى الشيء، و تارة في المنتهى، و هو الحكم فيه بأنه ينبغي أن يفعل أو لا يفعل، فإذا استعمل في اللّه فإنه يراد به المنتهى دون المبدإ، فإنه يتعالى عن معنى النّزوع، فمتى قيل: أَرَادَ اللّه كذا، فمعناه: حكم فيه أنه كذا و ليس بكذا. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص371) 
إرادَة - از - راد، يرود - است يعنى وقتى كه كسى در طلب چيزى سعى و كوشش كند - اراده - در اصل - قدرت و نيروى است كه از شهوت و نياز و آرزو تركيب شده - اراده اسمى است براى تمايل نفس به چيزى كه حكم و فرمان انجام دادن و يا انجام ندادن در آن چيز باشد و اينكه سزاوار است انجام بشود يا نشود (تا اراده آزاد و خواست نفسانى يكى از آن دو امر را برگزيند) سپس اينگونه اراده، و خواست نفسانى درباره اصل چيزى، گاهى ميل و كشمكش در مبدأ و آغاز آن چيز است و گاهى در نتيجۀ حكم و دستور آن چيز كه جايز و شايسته است و انجام گيرد يا نگيرد. اگر واژه - اراده - در خداى تعالى به كار رود مراد حكم و نتيجه و پايان آن است نه تمايل و خواست نفسانى به مبدأ و آغاز چيزى كه او متعالى است از معنى دل بستن و تمايل. هرگاه گفته شود: أَرَادَ اللّهُ بكذا يعنى خداوند در آن حكم كرد كه آنطور هست و آنطور نيست... گاهى منظور از يادآورى اراده، امر است چنانكه مىگوئى: أُرِيدُ مِنْكَ: به آن كار امرت مىكنم... گاهى واژه - اراده - ذكر مىشود و مراد قصد و هدف است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج2 , ص121) 
وَ إِذٰا أَرٰادَ اَللّٰهُ بِقَوْمٍ سُوْءا فَلاٰ مَرَدَّ لَهُ (آیه 11/سوره الرعد) 
اراده در بشر چنانكه ميدانيم توأم با انقلاب و شوق و تغيير فكر و غيره است ولى خداوند ثابت و لا يتغير است و حتما ارادۀ خدا مثل ارادۀ بشر نيست تعالى اللّه عن ذلك علوّا كبيرا. در اين صورت اينكه ميگوئيم. خدا اراده فرمود. خدا مريد است يعنى چه؟ تدبر در آيات قرآن نشان ميدهد كه ارادۀ خدا بمعنى حكم و دستور خداست و حكم و اراده هر دو يكى هستند مثلا «وَ إِذٰا أَرٰادَ اَللّٰهُ بِقَوْمٍ سُوْءاً فَلاٰ مَرَدَّ لَهُ» رعد: 11. روشن ميكند كه اراده همان دستور و حكم است كه توأم با وقوع خارجى است و اگر مثل اراده و فكر بشرى بود «فَلاٰ مَرَدَّ» صحيح نبود بلكه لازم بود گفته شود «اذا اوصل اللّه سوءا بقوم فلا مردّ له. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
رود: بفتح (ر) طلب كردن. خواستن در اقرب گويد «رَادَهُ رَوْداً و رِيَاداً: طَلَبَهُ» أَرَادَهُ بمعنى قصد از همين ماده است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص146) 
شاء 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( معجم الأفعال المتداولة معجم الأفعال المتداولة و مواطن استعمالها
, ص295) 
فَوَجَدٰا فِيهٰا جِدٰارا يُرِيدُ أَنْ يَنْقَضَّ فَأَقٰامَهُ (آیه 77/سوره الكهف) 
اَلْإِرَادَةُ قد تكون بحسب القوّة التّسخيرية و الحسّيّة، كما تكون بحسب القوّة الاختياريّة. و لذلك تستعمل في الجماد، و في الحيوانات نحو: جِدٰاراً يُرِيدُ أَنْ يَنْقَضَّ. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص371) 
اراده - در انسان برحسب نيروى حسّى و جبرى و فطرى است همانطور كه براساس نيروى اختيارى نيز هست از اين روى در جماد، و حيوان هر دو به كار مىرود مثل: آيۀ: (جِدٰاراً يُرِيدُ أَنْ يَنْقَضَّ). 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج2 , ص122) 
إرادَة - از - راد، يرود - است يعنى وقتى كه كسى در طلب چيزى سعى و كوشش كند - اراده - در اصل - قدرت و نيروى است كه از شهوت و نياز و آرزو تركيب شده - اراده اسمى است براى تمايل نفس به چيزى كه حكم و فرمان انجام دادن و يا انجام ندادن در آن چيز باشد و اينكه سزاوار است انجام بشود يا نشود (تا اراده آزاد و خواست نفسانى يكى از آن دو امر را برگزيند) سپس اينگونه اراده، و خواست نفسانى درباره اصل چيزى، گاهى ميل و كشمكش در مبدأ و آغاز آن چيز است و گاهى در نتيجۀ حكم و دستور آن چيز كه جايز و شايسته است و انجام گيرد يا نگيرد. اگر واژه - اراده - در خداى تعالى به كار رود مراد حكم و نتيجه و پايان آن است نه تمايل و خواست نفسانى به مبدأ و آغاز چيزى كه او متعالى است از معنى دل بستن و تمايل. هرگاه گفته شود: أَرَادَ اللّهُ بكذا يعنى خداوند در آن حكم كرد كه آنطور هست و آنطور نيست... گاهى منظور از يادآورى اراده، امر است چنانكه مىگوئى: أُرِيدُ مِنْكَ: به آن كار امرت مىكنم... گاهى واژه - اراده - ذكر مىشود و مراد قصد و هدف است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج2 , ص120) 
رود: بفتح (ر) طلب كردن. خواستن در اقرب گويد «رَادَهُ رَوْداً و رِيَاداً: طَلَبَهُ» أَرَادَهُ بمعنى قصد از همين ماده است. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
راغب ميگويد اراده گاهى با قوّۀ تسخيرى و حسّى است و گاهى با قوۀ اختيارى و لذا در جماد بكار رفته مثل «يُرِيدُ أَنْ يَنْقَضَّ» و گويند: اسب من كاه اراده ميكند «فَرَسِي يُرِيدُ التِّبْنَ» طبرسى فرموده وصف جدار با اراده مجاز است معنايش آنست كه نزديك بود بيافتد و مشرف بر انهدام بود و آن از فصيح كلام عرب است و در اشعارشان زياد است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص144) 
أي هو مُتَهَيِّءٌ للسقوط. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
الإِرَادَةُ: المشيئة. قال الجوهري و أصلها الواو [لقولك راوده] إلا أن الواو سكنت فنقلت حركتها إلى ما قبلها فانقلبت في الماضي ألفا و في المستقبل ياء و سقطت في المصدر لمجاورتها الألف الساكنة و عوض منها الهاء في آخره - انتهى. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص56) 
قال: يريد و الإِرادة إِنما تكون من الحيوان، و الجدارُ لا يريد إِرادَة حقيقية لأَنَّ تَهَيُّؤه للسقوط قد ظهر كما تظهر أَفعال المريدين، فوصف الجدار بالإِِرادة إِذ كانت الصورتان واحدة; و مثل هذا كثير في اللغة و الشعر. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
أَراد الشيءَ: شاءَه; قال ثعلب: الإِرادَة تكون مَحَبَّة و غير محبة. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص188) 
[الإِرادة]: ضد الكراهة، و أصلها من: راودته على كذا. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
أي يكاد ينقضُّ، على التشبيه بحال من يريد أن يفعل، و ذلك كثير في لغة العرب. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج4 , ص2685) 
قالَ: يُرِيدُ، و الإرادَةُ إِنّما تَكُونُ من الحَيَوانِ، و الجِدارُ لا يُرِيدُ إِرادَةً حَقِيقةً؛ لأَنَّ تَهَيُّؤَه للسُّقوطِ قد ظَهَرَ كما تَظْهَرُ أَفْعالُ المُرِيدِينَ، فوصَفَ الجِدارَ بالإرادَةِ؛ إذْ كانَتِ الصُّورَتانِ واحِدَةً، و مثلُ هذا كَثِيرٌ فى اللُّغَةِ و الشِّعْرِ. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( المحکم و المحیط الأعظمالمحکم و المحیط الأعظم
, ج9 , ص422) 
أَرَادَ الشَّىْءَ: شاءَهُ، قالَ ثَعْلَبٌ: الإرادَةُ تَكُونُ مَحَبَّة و غَيْرَ مَحَبَّةٍ. سِيبَوَيْهِ قد حَكَى: إِرادَتِي بِهَذا لَكَ: أى قَصْدِى بهذا لَكَ. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( المحکم و المحیط الأعظمالمحکم و المحیط الأعظم
, ج9 , ص421) 
يتهيّأ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( معجم الأفعال المتداولة معجم الأفعال المتداولة و مواطن استعمالها
, ص295) 
إِنْ أَرٰادَ بِكُمْ سُوءا أَوْ أَرٰادَ بِكُمْ رَحْمَة (آیه 17/سوره الأحزاب) 
اَلْإِرَادَةُ في الأصل: قوّة مركّبة من شهوة و حاجة و أمل، و جعل اسما لنزوع النّفس إلى الشيء مع الحكم فيه بأنه ينبغي أن يفعل، أو لا يفعل، ثم يستعمل مرّة في المبدإ، و هو: نزوع النّفس إلى الشيء، و تارة في المنتهى، و هو الحكم فيه بأنه ينبغي أن يفعل أو لا يفعل، فإذا استعمل في اللّه فإنه يراد به المنتهى دون المبدإ، فإنه يتعالى عن معنى النّزوع، فمتى قيل: أَرَادَ اللّه كذا، فمعناه: حكم فيه أنه كذا و ليس بكذا. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص371) 
إرادَة - از - راد، يرود - است يعنى وقتى كه كسى در طلب چيزى سعى و كوشش كند - اراده - در اصل - قدرت و نيروى است كه از شهوت و نياز و آرزو تركيب شده - اراده اسمى است براى تمايل نفس به چيزى كه حكم و فرمان انجام دادن و يا انجام ندادن در آن چيز باشد و اينكه سزاوار است انجام بشود يا نشود (تا اراده آزاد و خواست نفسانى يكى از آن دو امر را برگزيند) سپس اينگونه اراده، و خواست نفسانى درباره اصل چيزى، گاهى ميل و كشمكش در مبدأ و آغاز آن چيز است و گاهى در نتيجۀ حكم و دستور آن چيز كه جايز و شايسته است و انجام گيرد يا نگيرد. اگر واژه - اراده - در خداى تعالى به كار رود مراد حكم و نتيجه و پايان آن است نه تمايل و خواست نفسانى به مبدأ و آغاز چيزى كه او متعالى است از معنى دل بستن و تمايل. هرگاه گفته شود: أَرَادَ اللّهُ بكذا يعنى خداوند در آن حكم كرد كه آنطور هست و آنطور نيست... گاهى منظور از يادآورى اراده، امر است چنانكه مىگوئى: أُرِيدُ مِنْكَ: به آن كار امرت مىكنم... گاهى واژه - اراده - ذكر مىشود و مراد قصد و هدف است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج2 , ص120) 
لاٰ يُرِيدُونَ عُلُوّاً فِي اَلْأَرْضِ وَ لاٰ فَسٰادا (آیه 83/سوره القصص) 
يراد به القصد، ای: یقصدونه و یطلبونه. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
اَلْإِرَادَةُ في الأصل: قوّة مركّبة من شهوة و حاجة و أمل، و جعل اسما لنزوع النّفس إلى الشيء مع الحكم فيه بأنه ينبغي أن يفعل، أو لا يفعل، ثم يستعمل مرّة في المبدإ، و هو: نزوع النّفس إلى الشيء، و تارة في المنتهى، و هو الحكم فيه بأنه ينبغي أن يفعل أو لا يفعل، فإذا استعمل في اللّه فإنه يراد به المنتهى دون المبدإ، فإنه يتعالى عن معنى النّزوع، فمتى قيل: أَرَادَ اللّه كذا، فمعناه: حكم فيه أنه كذا و ليس بكذا. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص371) 
إرادَة - از - راد، يرود - است يعنى وقتى كه كسى در طلب چيزى سعى و كوشش كند - اراده - در اصل - قدرت و نيروى است كه از شهوت و نياز و آرزو تركيب شده - اراده اسمى است براى تمايل نفس به چيزى كه حكم و فرمان انجام دادن و يا انجام ندادن در آن چيز باشد و اينكه سزاوار است انجام بشود يا نشود (تا اراده آزاد و خواست نفسانى يكى از آن دو امر را برگزيند) سپس اينگونه اراده، و خواست نفسانى درباره اصل چيزى، گاهى ميل و كشمكش در مبدأ و آغاز آن چيز است و گاهى در نتيجۀ حكم و دستور آن چيز كه جايز و شايسته است و انجام گيرد يا نگيرد. اگر واژه - اراده - در خداى تعالى به كار رود مراد حكم و نتيجه و پايان آن است نه تمايل و خواست نفسانى به مبدأ و آغاز چيزى كه او متعالى است از معنى دل بستن و تمايل. هرگاه گفته شود: أَرَادَ اللّهُ بكذا يعنى خداوند در آن حكم كرد كه آنطور هست و آنطور نيست... گاهى منظور از يادآورى اراده، امر است چنانكه مىگوئى: أُرِيدُ مِنْكَ: به آن كار امرت مىكنم... گاهى واژه - اراده - ذكر مىشود و مراد قصد و هدف است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج2 , ص121) 
نه مىخواهند چنان باشند و نه قصد آن را دارند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج2 , ص122) 
قٰالَتْ مٰا جَزٰاءُ مَنْ أَرٰادَ بِأَهْلِكَ سُوءا (آیه 25/سوره يوسف) 
رود: بفتح (ر) طلب كردن. خواستن در اقرب گويد «رَادَهُ رَوْداً و رِيَاداً: طَلَبَهُ» أَرَادَهُ بمعنى قصد از همين ماده است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص144) 
مٰا ذٰا أَرٰادَ اَللّٰهُ بِهٰذٰا مَثَلا (آیه 26/سوره البقرة) 
اراده در بشر چنانكه ميدانيم توأم با انقلاب و شوق و تغيير فكر و غيره است ولى خداوند ثابت و لا يتغير است و حتما ارادۀ خدا مثل ارادۀ بشر نيست تعالى اللّه عن ذلك علوّا كبيرا. در اين صورت اينكه ميگوئيم. خدا اراده فرمود. خدا مريد است يعنى چه؟ تدبر در آيات قرآن نشان ميدهد كه ارادۀ خدا بمعنى حكم و دستور خداست و حكم و اراده هر دو يكى هستند مثلا «وَ إِذٰا أَرٰادَ اَللّٰهُ بِقَوْمٍ سُوْءاً فَلاٰ مَرَدَّ لَهُ» رعد: 11. روشن ميكند كه اراده همان دستور و حكم است كه توأم با وقوع خارجى است و اگر مثل اراده و فكر بشرى بود «فَلاٰ مَرَدَّ» صحيح نبود بلكه لازم بود گفته شود «اذا اوصل اللّه سوءا بقوم فلا مردّ له. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
رود: بفتح (ر) طلب كردن. خواستن در اقرب گويد «رَادَهُ رَوْداً و رِيَاداً: طَلَبَهُ» أَرَادَهُ بمعنى قصد از همين ماده است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص146) 