وَ اِقْتَرَبَ اَلْوَعْدُ اَلْحَقُّ فَإِذٰا هِيَ شٰاخِصَةٌ أَبْصٰارُ اَلَّذِينَ كَفَرُوا (آیه 97/سوره الأنبياء) 
اَلشَّخْصُ: سواد الإنسان القائم المرئيّ من بعيد، و قد شَخَصَ من بلده: نفذ، و شَخَصَ سهمه، و بصره، و أَشْخَصَهُ صاحبه. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
أي: أجفانهم لا تطرف. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص447) 
اَلشَّخْص: سياهى انسانى ايستاده كه از دور ديده مىشود. شَخَصَ من بلده: از شهرش رفت. شَخَصَ سَهْمُهُ: تيرش را به بالاى هدف پرتاب كرد. شخص بصره: چشم انداخت و نگريست. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج2 , ص307) 
يعنى: پلكهاشان بهم نمىخورد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج2 , ص308) 
شخص: شخوص چشم، خيره شدن آن است. و آن اين است كه چشم گشاده بماند و برهم نيايد. شخوص بمعنى رفتن و اشخاص بمعنى فرستادن نيز آمده است. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
[شاخِصَة: مؤنث شاخص به معنای خیره] 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج4 , ص10) 
أي مرتفعة الأجفان لا تكاد تطرف من هول ما هي فيه. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج4 , ص172) 
شَخَصَ البصرُ شخوصاً: أي ارتفع. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج6 , ص3400) 