وَ مٰا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ (آیه 138/سوره الشعراء) 
عَذَاب: گرسنگى سخت و شديد. عَذَّبَهُ تَعْذِيباً: حبسش را در عذاب زياد كرد، در اصل معنى - عذاب - اختلاف شده است، بعضى گفتهاند معنى آن از عبارتى است كه مىگويند: عَذَبَ الرّجلُ: در وقتى كه كسى خور و خواب را ترك كند و او را - عَاذِبٌ و عَذُوبٌ - گويند. پس - تَعْذِيب - در اصل وادار نمودن انسانى است به اين كه گرسنگى بكشد و بيدار باشد. و نيز گفته شده: اصلش از - عَذْب - (شيرينى و گوارائى) است پس عَذَّبْتُهُ - گوارايى و شيرينى حياتش را از او دور كردم كه بر وزن - مرّضته و قذّيته: (بيمارش كردم و در چشمش خاشاك ريختم). و نيز گفته شده اصل - تَعْذِيب - زياد زدن با سر تازيانه است. بعضى از واژه شناسان گفتهاند: تعذيب - همان زدن است و يا از عبارت - ماءٌ عَذَبٌ - است وقتى كه در آب، خاك و گل و لاى باشد پس عَذَّبْتُهُ - به معنى اخير مثل عبارت: كدّرت عيشه و زلّقت حياته - است يعنى زندگيش را تار و حياتش را بىثبات و لغزان نمودم. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج2 , ص570) 
اَلْعَذَابُ: هو الإيجاع الشّديد، و قد عَذَّبَهُ تَعْذِيباً: أكثر حبسه فی العَذَابِو اختلف في أصله، فقال بعضهم: هو من قولهم: عَذَبَ الرّجلُ: إذا ترك المأكل و النّوم، فهو عَاذِبٌ و عَذُوبٌ، فَالتَّعْذِيبُ في الأصل هو حمل الإنسان أن يُعَذَّبَ، أي: يجوع و يسهر، و قيل: أصله من اَلْعَذْبِ، فَعَذَّبْتُهُ أي: أزلت عَذْبَ حياته على بناء مرّضته و قذّيته، و قيل: أصل اَلتَّعْذِيبِ إكثارُ الضّرب بِعَذَبَةِ السّوطِ، أي: طرفها، و قد قال بعض أهل اللّغة: اَلتَّعْذِيبُ هو الضّربُ، و قيل: هو من قولهم: ماءٌ عَذِبٌ إذا كان فيه قذى و كدر، فيكون عَذَّبْتُهُ كقولك: كدّرت عيشه، و زلّقت حياته. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص554) 