المَحْرُور كسيكه از شدت خشم يا تب درونش داغ شده باشد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص789) 
مَنْ داخلتهُ حرارة الغيظ اَو غيرهِ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ص623) 
المَغيظ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ص166) 
گرممزاج 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ کنز اللغاتفرهنگ کنز اللغات
, ج2 , ص1253) 
من داخلته حرارة الغيظ و نحوه ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
من داخلته الحرارة 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص124) 
مَحْموم،مُصاب بحرارة مرتفعة: «أَحسّ بأَنَّه مَحرور» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
مُفْرِطُ الاضْطِراب أو سريعُ الاحْتِدام: «مِزاجٌ مَحْرور» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص268) 
آتشى،از جا دررفته، خشمگين،به هيجان آمده. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص115) 
و الحَرِيرُ : المَحرورُ الذى تداخلَتْه حَرارَةُ الغيظ و غيرهِ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( الصحاح (للجوهري)الصحاح (للجوهري)
, ج2 , ص628) 
و الحَرير : المَحرُور من شِدّة الغَيْظ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( کتاب الماء کتاب الماء (لغت نامه جامع پزشکی)
, ص318) 
و رجُلٌ حَرِيرٌ ، و مَحْرُورٌ : تداخَلَتْهُ حَرَارَةٌ من الغيظِ و نحوِهِ ، و هي بهاءٍ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( الطراز الأولالطراز الأول و الکناز لما علیه من لغة العرب المعول
, ج7 , ص269) 