مقصوص مرغ بازپسبرده بال بجهة طيران 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ کنز اللغاتفرهنگ کنز اللغات
, ج2 , ص1259) 
مَقْصوص مُقْتَطَع، مقطوع مِن أصْل:«مَقال مقصُوص من صفحة» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
مَجْزوز،مَقْطُوع بِمِقَصّ:«شَعْر مَقْصوص» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1160) 
و شَعْرٌ قَصِيصٌ : مقصوص . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المحکم و المحیط الأعظمالمحکم و المحیط الأعظم
, ج6 , ص100) 
و القَصَصُ :الخبر المقصوص . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المحکم و المحیط الأعظمالمحکم و المحیط الأعظم
, ج6 , ص101) 
قصّ الشَّعرَ و الرّيشَ و قَصَّصه ،و جَناح مقصوص و مُقَصَّصٌ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص510) 
مَقْصُوص ج.مَقاصِيص : بريده،چيده شده؛(مصر:)زلف،طره،كاكل. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص543) 