وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِنا مُتَعَمِّدا فَجَزٰاؤُهُ جَهَنَّمُ خٰالِدا فِيهٰا وَ غَضِبَ اَللّٰهُ عَلَيْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذٰابا عَظِيما (آیه 93/سوره النساء) 
اَلْخُلُودُ: بقاء الأشياء على الحالة التي عليها من غير اعتراض الفساد عليها. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص292) 
خلد: (بضمّ اوّل) هميشه بودن. مكث طويل. همچنين است خلود. راغب گويد: خلود آنست كه شىء از عروض فساد بدور بوده و در يك حالت باقى ماند و نيز هر آنچه تغيير و فساد دير عارضش شود عرب آنرا با خلود توصيف ميكند و بسنگهائى كه ديك را روى آن ميگذارند خوالد گويند نه براى هميشه بودن بلكه براى مكث طويل و زياد پايدار بودن. معنى دوّم را اقرب الموارد عينا از كليّات ابو البقا نقل كرده است و نيز گفته بآنكه با كثرت سنّ جوان مانده گويند: «خَلَدَ خُلُوداً». طبرسى ذيل آيۀ 25 بقره فرموده: «اَلْخُلُودُ هُوَ اَلدَّوَامُ. . .» در قاموس گفته: خلد و خلود بمعنى دوام و بقا است و نيز در بارۀ جوان ماندن و سنگهاى ديك كه گفته شد خلود را نقل كرده است. اقرب الموارد نيز قدم بقدم در پى قاموس است. كشّاف ذيل آيۀ 25 بقره گفته: «اَلْخُلْدُ: الثَّبَات الدائم و البقاء اللازم الذى لا ينقطع» در جوامع الجامع عين عبارت كشّاف را آورده است. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
[خالد: جاودانه] 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص271) 
اَلْخُلُودُ : هو تبرّي الشيء من اعتراض الفساد، و بقاؤه على الحالة التي هو عليها، و كلّ ما يتباطأ عنه التغيير و الفساد تصفه العرب بالخلود، كقولهم للأثافي: خَوَالِدُ ، و ذلك لطول مكثها لا لدوام بقائها. يقال: خَلَدَ يَخْلُدُ خُلُوداً 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص291) 
اَلْخُلُود يعنى دور بودن چيزى از برخورد به فساد و باقى ماندن آن چيز بر حالتى كه قبلا برآن حالت بوده است - اعراب چيزى را كه فساد و تباهى در آن راه ندارد و به آن نمىرسد با واژۀ خلود توصيف مىكنند 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ص623) 
قٰالَ اَلنّٰارُ مَثْوٰاكُمْ خٰالِدِينَ فِيهٰا إِلاّٰ مٰا شٰاءَ اَللّٰهُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ (آیه 128/سوره الأنعام) 
الخُلُودِ، و هو دوام البقاء يقال خَلَدَ الرجل يَخْلُدُ خُلُوداً، و أَخْلَدَهُ اللَّهُ و خَلَّدَهُ تَخْلِيداً. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص44) 
خٰالِدِينَ فِيهٰا مٰا دٰامَتِ اَلسَّمٰاوٰاتُ وَ اَلْأَرْضُ إِلاّٰ مٰا شٰاءَ رَبُّكَ (آیه 107/سوره هود) 
الخُلُودِ، و هو دوام البقاء يقال خَلَدَ الرجل يَخْلُدُ خُلُوداً، و أَخْلَدَهُ اللَّهُ و خَلَّدَهُ تَخْلِيداً. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص44) 
لاٰ يَسْمَعُونَ حَسِيسَهٰا وَ هُمْ فِي مَا اِشْتَهَتْ أَنْفُسُهُمْ خٰالِدُونَ (آیه 102/سوره الأنبياء) 
خلد: (بضمّ اوّل) هميشه بودن. مكث طويل. همچنين است خلود. راغب گويد: خلود آنست كه شىء از عروض فساد بدور بوده و در يك حالت باقى ماند و نيز هر آنچه تغيير و فساد دير عارضش شود عرب آنرا با خلود توصيف ميكند و بسنگهائى كه ديك را روى آن ميگذارند خوالد گويند نه براى هميشه بودن بلكه براى مكث طويل و زياد پايدار بودن. معنى دوّم را اقرب الموارد عينا از كليّات ابو البقا نقل كرده است و نيز گفته بآنكه با كثرت سنّ جوان مانده گويند: «خَلَدَ خُلُوداً». طبرسى ذيل آيۀ 25 بقره فرموده: «اَلْخُلُودُ هُوَ اَلدَّوَامُ. . .» در قاموس گفته: خلد و خلود بمعنى دوام و بقا است و نيز در بارۀ جوان ماندن و سنگهاى ديك كه گفته شد خلود را نقل كرده است. اقرب الموارد نيز قدم بقدم در پى قاموس است. كشّاف ذيل آيۀ 25 بقره گفته: «اَلْخُلْدُ: الثَّبَات الدائم و البقاء اللازم الذى لا ينقطع» در جوامع الجامع عين عبارت كشّاف را آورده است. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
[خالد: جاودانه] 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص278) 
خٰالِدِينَ فِيهٰا لاٰ يُخَفَّفُ عَنْهُمُ اَلْعَذٰابُ وَ لاٰ هُمْ يُنْظَرُونَ (آیه 162/سوره البقرة) 
خلد: (بضمّ اوّل) هميشه بودن. مكث طويل. همچنين است خلود. راغب گويد: خلود آنست كه شىء از عروض فساد بدور بوده و در يك حالت باقى ماند و نيز هر آنچه تغيير و فساد دير عارضش شود عرب آنرا با خلود توصيف ميكند و بسنگهائى كه ديك را روى آن ميگذارند خوالد گويند نه براى هميشه بودن بلكه براى مكث طويل و زياد پايدار بودن. معنى دوّم را اقرب الموارد عينا از كليّات ابو البقا نقل كرده است و نيز گفته بآنكه با كثرت سنّ جوان مانده گويند: «خَلَدَ خُلُوداً». طبرسى ذيل آيۀ 25 بقره فرموده: «اَلْخُلُودُ هُوَ اَلدَّوَامُ. . .» در قاموس گفته: خلد و خلود بمعنى دوام و بقا است و نيز در بارۀ جوان ماندن و سنگهاى ديك كه گفته شد خلود را نقل كرده است. اقرب الموارد نيز قدم بقدم در پى قاموس است. كشّاف ذيل آيۀ 25 بقره گفته: «اَلْخُلْدُ: الثَّبَات الدائم و البقاء اللازم الذى لا ينقطع» در جوامع الجامع عين عبارت كشّاف را آورده است. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
[خالد: جاودانه] 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص277) 
خٰالِدِينَ فِيهٰا إِلاّٰ مٰا شٰاءَ اَللّٰهُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ (آیه 128/سوره الأنعام) 
وجود استثنا در آياتی نظیر خٰالِدِينَ فِيهٰا إِلاّٰ مٰا شٰاءَ اَللّٰهُ انعام: 128 نشان ميدهد كه خلود بمعنى دوام و هميشگى است و گرنه استثنا جا نداشت. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
خلد: (بضمّ اوّل) هميشه بودن. مكث طويل. همچنين است خلود. راغب گويد: خلود آنست كه شىء از عروض فساد بدور بوده و در يك حالت باقى ماند و نيز هر آنچه تغيير و فساد دير عارضش شود عرب آنرا با خلود توصيف ميكند و بسنگهائى كه ديك را روى آن ميگذارند خوالد گويند نه براى هميشه بودن بلكه براى مكث طويل و زياد پايدار بودن. معنى دوّم را اقرب الموارد عينا از كليّات ابو البقا نقل كرده است و نيز گفته بآنكه با كثرت سنّ جوان مانده گويند: «خَلَدَ خُلُوداً». طبرسى ذيل آيۀ 25 بقره فرموده: «اَلْخُلُودُ هُوَ اَلدَّوَامُ. . .» در قاموس گفته: خلد و خلود بمعنى دوام و بقا است و نيز در بارۀ جوان ماندن و سنگهاى ديك كه گفته شد خلود را نقل كرده است. اقرب الموارد نيز قدم بقدم در پى قاموس است. كشّاف ذيل آيۀ 25 بقره گفته: «اَلْخُلْدُ: الثَّبَات الدائم و البقاء اللازم الذى لا ينقطع» در جوامع الجامع عين عبارت كشّاف را آورده است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص270) 
[خالد: جاودانه] 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص272) 
خٰالِدِينَ فِيهٰا مٰا دٰامَتِ اَلسَّمٰاوٰاتُ وَ اَلْأَرْضُ (آیه 107/سوره هود) 
خلد: (بضمّ اوّل) هميشه بودن. مكث طويل. همچنين است خلود. راغب گويد: خلود آنست كه شىء از عروض فساد بدور بوده و در يك حالت باقى ماند و نيز هر آنچه تغيير و فساد دير عارضش شود عرب آنرا با خلود توصيف ميكند و بسنگهائى كه ديك را روى آن ميگذارند خوالد گويند نه براى هميشه بودن بلكه براى مكث طويل و زياد پايدار بودن. معنى دوّم را اقرب الموارد عينا از كليّات ابو البقا نقل كرده است و نيز گفته بآنكه با كثرت سنّ جوان مانده گويند: «خَلَدَ خُلُوداً». طبرسى ذيل آيۀ 25 بقره فرموده: «اَلْخُلُودُ هُوَ اَلدَّوَامُ. . .» در قاموس گفته: خلد و خلود بمعنى دوام و بقا است و نيز در بارۀ جوان ماندن و سنگهاى ديك كه گفته شد خلود را نقل كرده است. اقرب الموارد نيز قدم بقدم در پى قاموس است. كشّاف ذيل آيۀ 25 بقره گفته: «اَلْخُلْدُ: الثَّبَات الدائم و البقاء اللازم الذى لا ينقطع» در جوامع الجامع عين عبارت كشّاف را آورده است. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
[خالد: جادودانه] 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص272) 
أُولٰئِكَ أَصْحٰابُ اَلْجَنَّةِ هُمْ فِيهٰا خٰالِدُونَ (آیه 82/سوره البقرة) 
اَلْخُلُودُ في الجنّة - يعنى باقى بودن اشياء بر حالتى كه بودهاند بدون اينكه فسادى بر آنها عارض شود. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ص624) 
اَلْخُلُودُ في الجنّة: بقاء الأشياء على الحالة التي عليها من غير اعتراض الفساد عليها. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص292) 
اَلْخُلُودُ : هو تبرّي الشيء من اعتراض الفساد، و بقاؤه على الحالة التي هو عليها، و كلّ ما يتباطأ عنه التغيير و الفساد تصفه العرب بالخلود، كقولهم للأثافي: خَوَالِدُ ، و ذلك لطول مكثها لا لدوام بقائها. يقال: خَلَدَ يَخْلُدُ خُلُوداً 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص291) 
اَلْخُلُود يعنى دور بودن چيزى از برخورد به فساد و باقى ماندن آن چيز بر حالتى كه قبلا برآن حالت بوده است - اعراب چيزى را كه فساد و تباهى در آن راه ندارد و به آن نمىرسد با واژۀ خلود توصيف مىكنند 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ص623) 
أُولٰئِكَ أَصْحٰابُ اَلنّٰارِ هُمْ فِيهٰا خٰالِدُونَ (آیه 39/سوره البقرة) 
اَلْخُلُودُ: بقاء الأشياء على الحالة التي عليها من غير اعتراض الفساد عليها. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص292) 
اَلْخُلُودُ في النار - يعنى باقى بودن اشياء بر حالتى كه بودهاند بدون اينكه فسادى بر آنها عارض شود. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ص624) 
اَلْخُلُودُ : هو تبرّي الشيء من اعتراض الفساد، و بقاؤه على الحالة التي هو عليها، و كلّ ما يتباطأ عنه التغيير و الفساد تصفه العرب بالخلود، كقولهم للأثافي: خَوَالِدُ ، و ذلك لطول مكثها لا لدوام بقائها. يقال: خَلَدَ يَخْلُدُ خُلُوداً 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص291) 
اَلْخُلُود يعنى دور بودن چيزى از برخورد به فساد و باقى ماندن آن چيز بر حالتى كه قبلا برآن حالت بوده است - اعراب چيزى را كه فساد و تباهى در آن راه ندارد و به آن نمىرسد با واژۀ خلود توصيف مىكنند 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ص623) 
خٰالِدِينَ فِيهٰا لاٰ يَبْغُونَ عَنْهٰا حِوَلا (آیه 108/سوره الكهف) 
خلد: (بضمّ اوّل) هميشه بودن. مكث طويل. همچنين است خلود. راغب گويد: خلود آنست كه شىء از عروض فساد بدور بوده و در يك حالت باقى ماند و نيز هر آنچه تغيير و فساد دير عارضش شود عرب آنرا با خلود توصيف ميكند و بسنگهائى كه ديك را روى آن ميگذارند خوالد گويند نه براى هميشه بودن بلكه براى مكث طويل و زياد پايدار بودن. معنى دوّم را اقرب الموارد عينا از كليّات ابو البقا نقل كرده است و نيز گفته بآنكه با كثرت سنّ جوان مانده گويند: «خَلَدَ خُلُوداً». طبرسى ذيل آيۀ 25 بقره فرموده: «اَلْخُلُودُ هُوَ اَلدَّوَامُ. . .» در قاموس گفته: خلد و خلود بمعنى دوام و بقا است و نيز در بارۀ جوان ماندن و سنگهاى ديك كه گفته شد خلود را نقل كرده است. اقرب الموارد نيز قدم بقدم در پى قاموس است. كشّاف ذيل آيۀ 25 بقره گفته: «اَلْخُلْدُ: الثَّبَات الدائم و البقاء اللازم الذى لا ينقطع» در جوامع الجامع عين عبارت كشّاف را آورده است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص278) 
وَ هُمْ فِيهٰا خٰالِدُونَ (آیه 25/سوره البقرة) 
أي باقون. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
الخُلُودِ، و هو دوام البقاء يقال خَلَدَ الرجل يَخْلُدُ خُلُوداً، و أَخْلَدَهُ اللَّهُ و خَلَّدَهُ تَخْلِيداً. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص44) 
قال: يا ابن عباس: أخبرني عن قول اللّه عزّ و جلّ: وَ هُمْ فِيهٰا خٰالِدُونَ . قال: هم فيها باقون لا يخرجون منها أبدا، كذلك أهل النار و أهل الجنة. قال: و هل تعرف العرب ذلك؟ قال: نعم، أما سمعت عدي بن زيد و هو يقول: فهل من خالد إمّا هلكنا و هل بالموت يا للنّاس عار و قال لبيد بن ربيعة : كلّ بني أم و إن كثروا يوما يصيرون إلى واحد فالواحد الباقي كمن قد مضى ليس بمتروك و لا خالد 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( غریب القرآن في شعر العربغریب القرآن في شعر العرب
, ص59) 
خٰالِدِينَ فِيهٰا أَبَدا (آیه 57/سوره النساء) 
خلد: (بضمّ اوّل) هميشه بودن. مكث طويل. همچنين است خلود. راغب گويد: خلود آنست كه شىء از عروض فساد بدور بوده و در يك حالت باقى ماند و نيز هر آنچه تغيير و فساد دير عارضش شود عرب آنرا با خلود توصيف ميكند و بسنگهائى كه ديك را روى آن ميگذارند خوالد گويند نه براى هميشه بودن بلكه براى مكث طويل و زياد پايدار بودن. معنى دوّم را اقرب الموارد عينا از كليّات ابو البقا نقل كرده است و نيز گفته بآنكه با كثرت سنّ جوان مانده گويند: «خَلَدَ خُلُوداً». طبرسى ذيل آيۀ 25 بقره فرموده: «اَلْخُلُودُ هُوَ اَلدَّوَامُ. . .» در قاموس گفته: خلد و خلود بمعنى دوام و بقا است و نيز در بارۀ جوان ماندن و سنگهاى ديك كه گفته شد خلود را نقل كرده است. اقرب الموارد نيز قدم بقدم در پى قاموس است. كشّاف ذيل آيۀ 25 بقره گفته: «اَلْخُلْدُ: الثَّبَات الدائم و البقاء اللازم الذى لا ينقطع» در جوامع الجامع عين عبارت كشّاف را آورده است. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
خلود در آیاتی نظیر خٰالِدِينَ فِيهٰا أَبَداً نساء: 57 و 123 و 169 مائده: 119 در صورتى مفيد هميشگى است كه «أَبَداً» صرفا براى تأكيد باشد. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
[خالد: جادودانه] 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص270) 
الخلود: البقاء من وقتٍ مبتدأ. و لذلك لا يجوز أن يقال للّه تعالى: إِنه خالد، لأنه قديم ليس له ابتداء و لا انتهاء. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج3 , ص1896) 
خٰالِدِينَ فِيهٰا (آیه 107/سوره هود) 
خلد: (بضمّ اوّل) هميشه بودن. مكث طويل. همچنين است خلود. راغب گويد: خلود آنست كه شىء از عروض فساد بدور بوده و در يك حالت باقى ماند و نيز هر آنچه تغيير و فساد دير عارضش شود عرب آنرا با خلود توصيف ميكند و بسنگهائى كه ديك را روى آن ميگذارند خوالد گويند نه براى هميشه بودن بلكه براى مكث طويل و زياد پايدار بودن. معنى دوّم را اقرب الموارد عينا از كليّات ابو البقا نقل كرده است و نيز گفته بآنكه با كثرت سنّ جوان مانده گويند: «خَلَدَ خُلُوداً». طبرسى ذيل آيۀ 25 بقره فرموده: «اَلْخُلُودُ هُوَ اَلدَّوَامُ. . .» در قاموس گفته: خلد و خلود بمعنى دوام و بقا است و نيز در بارۀ جوان ماندن و سنگهاى ديك كه گفته شد خلود را نقل كرده است. اقرب الموارد نيز قدم بقدم در پى قاموس است. كشّاف ذيل آيۀ 25 بقره گفته: «اَلْخُلْدُ: الثَّبَات الدائم و البقاء اللازم الذى لا ينقطع» در جوامع الجامع عين عبارت كشّاف را آورده است. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
وجود استثنا در آياتی نظیر خٰالِدِينَ فِيهٰا . . . إِلاّٰ مٰا شٰاءَ رَبُّكَ هود: 107 و 108 نشان ميدهد كه خلود بمعنى دوام و هميشگى است و گرنه استثنا جا نداشت. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
[خالد: جادودانه] 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص270) 