ربّ مستقبل يوما ليس بمستدبره ترجمه: بسيار بودند كسانى كه در آغاز روز زنده بودند اما روز را به پايان نبردند. تا شب آخرش ز روز نخست فلك اندر كمين محنت توست (اوحدى) من از اين هستى ده روزه به تنگ آمدهام واى بر خضر كه عمر ابدى يافته است (حافظ) هموار خواهى كرد گيتى را گيتى است كى پذيرد هموارى (رودكى) با قضا كارزار نتوان كرد. از قضاها گريختن نتوان. (فرخى) سرنوشت فرمانرواى انسان است. Call no man hoppy till he is dead. Accidents will happen in the best regulated families. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( امثال و حکم نهج البلاغهامثال و حکم نهج البلاغه
, ص101) 