رَبَّ (آیه 28/سوره المائدة) 
ربّ بمعنى مربّى از اسماء حسنى است و مقام ربوبيّت خداوند را روشن مىكند يعنى آنگاه كه در وصف خدا گفته شود:ربّ العالمين.مراد پرورش دادن و تربيت كردن تمام موجودات است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص43) 
رَبِّي (آیه 51/سوره آل عمران) 
ربّ: تربيت كردن «رَبَّ اَلصَّبِيَّ رَبّاً: رَبَّاهُ حَتَّى أَدْرَكَ» يعنى بچه را تربيت كرد تا برشد رسيد. (اقرب) و اطلاق آن بر فاعل يعنى مرّ بى بطور استعاره است. راغب ميگويد: ربّ در اصل بمعنى تربيت است. . . و بر فاعل بطور استعاره گفته ميشود و ربّ بطور اطلاق فقط بر خداوند اطلاق ميگردد كه متكفّل باصلاح موجودات است. طبرسى رحمه اللّه در تفسير سورۀ حمد چند معنى از جمله: رئيس، مطاع مالك، صاحب (رفيق)، مربّى و مصلح براى ربّ نقل كرده و گويد: آن از تربيت مشتق است و اين كلمه بطور اطلاق جز بخدا گفته نميشود و در غير خدا مقيّد ميآيد نحو: ربّ الدار، ربّ الضيعة. ربّ بمعنى مربّى از اسماء حسنى است و مقام ربوبيّت خداوند را روشن ميكند يعنى آنگاه كه در وصف خدا گفته شود: ربّ العالمين. مراد پرورش دادن و تربيت كردن تمام موجودات است. همانطوريكه يكنفر طفل را تربيت ميكند و پيوسته مواظب اوست و از نان و آب و لباس و اخلاق و تحصيل او غفلت ندارد. هم چنين اطلاق كلمۀ ربّ بر خداوند سبحان مبيّن اين معنى است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص42) 
رَبَّكَ (آیه 61/سوره البقرة) 
ربّ: تربيت كردن «رَبَّ اَلصَّبِيَّ رَبّاً: رَبَّاهُ حَتَّى أَدْرَكَ» يعنى بچه را تربيت كرد تا برشد رسيد. (اقرب) و اطلاق آن بر فاعل يعنى مرّ بى بطور استعاره است. راغب ميگويد: ربّ در اصل بمعنى تربيت است. . . و بر فاعل بطور استعاره گفته ميشود و ربّ بطور اطلاق فقط بر خداوند اطلاق ميگردد كه متكفّل باصلاح موجودات است. طبرسى رحمه اللّه در تفسير سورۀ حمد چند معنى از جمله: رئيس، مطاع مالك، صاحب (رفيق)، مربّى و مصلح براى ربّ نقل كرده و گويد: آن از تربيت مشتق است و اين كلمه بطور اطلاق جز بخدا گفته نميشود و در غير خدا مقيّد ميآيد نحو: ربّ الدار، ربّ الضيعة. ربّ بمعنى مربّى از اسماء حسنى است و مقام ربوبيّت خداوند را روشن ميكند يعنى آنگاه كه در وصف خدا گفته شود: ربّ العالمين. مراد پرورش دادن و تربيت كردن تمام موجودات است. همانطوريكه يكنفر طفل را تربيت ميكند و پيوسته مواظب اوست و از نان و آب و لباس و اخلاق و تحصيل او غفلت ندارد. هم چنين اطلاق كلمۀ ربّ بر خداوند سبحان مبيّن اين معنى است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص42) 
رَبَّهُ (آیه 282/سوره البقرة) 
ربّ: تربيت كردن «رَبَّ اَلصَّبِيَّ رَبّاً: رَبَّاهُ حَتَّى أَدْرَكَ» يعنى بچه را تربيت كرد تا برشد رسيد. (اقرب) و اطلاق آن بر فاعل يعنى مرّ بى بطور استعاره است. راغب ميگويد: ربّ در اصل بمعنى تربيت است. . . و بر فاعل بطور استعاره گفته ميشود و ربّ بطور اطلاق فقط بر خداوند اطلاق ميگردد كه متكفّل باصلاح موجودات است. طبرسى رحمه اللّه در تفسير سورۀ حمد چند معنى از جمله: رئيس، مطاع مالك، صاحب (رفيق)، مربّى و مصلح براى ربّ نقل كرده و گويد: آن از تربيت مشتق است و اين كلمه بطور اطلاق جز بخدا گفته نميشود و در غير خدا مقيّد ميآيد نحو: ربّ الدار، ربّ الضيعة. ربّ بمعنى مربّى از اسماء حسنى است و مقام ربوبيّت خداوند را روشن ميكند يعنى آنگاه كه در وصف خدا گفته شود: ربّ العالمين. مراد پرورش دادن و تربيت كردن تمام موجودات است. همانطوريكه يكنفر طفل را تربيت ميكند و پيوسته مواظب اوست و از نان و آب و لباس و اخلاق و تحصيل او غفلت ندارد. هم چنين اطلاق كلمۀ ربّ بر خداوند سبحان مبيّن اين معنى است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص42) 
رَبِّهٰا (آیه 25/سوره إبراهيم) 
ربّ: تربيت كردن «رَبَّ اَلصَّبِيَّ رَبّاً: رَبَّاهُ حَتَّى أَدْرَكَ» يعنى بچه را تربيت كرد تا برشد رسيد. (اقرب) و اطلاق آن بر فاعل يعنى مرّ بى بطور استعاره است. راغب ميگويد: ربّ در اصل بمعنى تربيت است. . . و بر فاعل بطور استعاره گفته ميشود و ربّ بطور اطلاق فقط بر خداوند اطلاق ميگردد كه متكفّل باصلاح موجودات است. طبرسى رحمه اللّه در تفسير سورۀ حمد چند معنى از جمله: رئيس، مطاع مالك، صاحب (رفيق)، مربّى و مصلح براى ربّ نقل كرده و گويد: آن از تربيت مشتق است و اين كلمه بطور اطلاق جز بخدا گفته نميشود و در غير خدا مقيّد ميآيد نحو: ربّ الدار، ربّ الضيعة. ربّ بمعنى مربّى از اسماء حسنى است و مقام ربوبيّت خداوند را روشن ميكند يعنى آنگاه كه در وصف خدا گفته شود: ربّ العالمين. مراد پرورش دادن و تربيت كردن تمام موجودات است. همانطوريكه يكنفر طفل را تربيت ميكند و پيوسته مواظب اوست و از نان و آب و لباس و اخلاق و تحصيل او غفلت ندارد. هم چنين اطلاق كلمۀ ربّ بر خداوند سبحان مبيّن اين معنى است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص42) 
رَبَّنَا (آیه 147/سوره آل عمران) 
ربّ: تربيت كردن «رَبَّ اَلصَّبِيَّ رَبّاً: رَبَّاهُ حَتَّى أَدْرَكَ» يعنى بچه را تربيت كرد تا برشد رسيد. (اقرب) و اطلاق آن بر فاعل يعنى مرّ بى بطور استعاره است. راغب ميگويد: ربّ در اصل بمعنى تربيت است. . . و بر فاعل بطور استعاره گفته ميشود و ربّ بطور اطلاق فقط بر خداوند اطلاق ميگردد كه متكفّل باصلاح موجودات است. طبرسى رحمه اللّه در تفسير سورۀ حمد چند معنى از جمله: رئيس، مطاع مالك، صاحب (رفيق)، مربّى و مصلح براى ربّ نقل كرده و گويد: آن از تربيت مشتق است و اين كلمه بطور اطلاق جز بخدا گفته نميشود و در غير خدا مقيّد ميآيد نحو: ربّ الدار، ربّ الضيعة. ربّ بمعنى مربّى از اسماء حسنى است و مقام ربوبيّت خداوند را روشن ميكند يعنى آنگاه كه در وصف خدا گفته شود: ربّ العالمين. مراد پرورش دادن و تربيت كردن تمام موجودات است. همانطوريكه يكنفر طفل را تربيت ميكند و پيوسته مواظب اوست و از نان و آب و لباس و اخلاق و تحصيل او غفلت ندارد. هم چنين اطلاق كلمۀ ربّ بر خداوند سبحان مبيّن اين معنى است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص42) 
رَبَّهُمْ (آیه 198/سوره آل عمران) 
ربّ: تربيت كردن «رَبَّ اَلصَّبِيَّ رَبّاً: رَبَّاهُ حَتَّى أَدْرَكَ» يعنى بچه را تربيت كرد تا برشد رسيد. (اقرب) و اطلاق آن بر فاعل يعنى مرّ بى بطور استعاره است. راغب ميگويد: ربّ در اصل بمعنى تربيت است. . . و بر فاعل بطور استعاره گفته ميشود و ربّ بطور اطلاق فقط بر خداوند اطلاق ميگردد كه متكفّل باصلاح موجودات است. طبرسى رحمه اللّه در تفسير سورۀ حمد چند معنى از جمله: رئيس، مطاع مالك، صاحب (رفيق)، مربّى و مصلح براى ربّ نقل كرده و گويد: آن از تربيت مشتق است و اين كلمه بطور اطلاق جز بخدا گفته نميشود و در غير خدا مقيّد ميآيد نحو: ربّ الدار، ربّ الضيعة. ربّ بمعنى مربّى از اسماء حسنى است و مقام ربوبيّت خداوند را روشن ميكند يعنى آنگاه كه در وصف خدا گفته شود: ربّ العالمين. مراد پرورش دادن و تربيت كردن تمام موجودات است. همانطوريكه يكنفر طفل را تربيت ميكند و پيوسته مواظب اوست و از نان و آب و لباس و اخلاق و تحصيل او غفلت ندارد. هم چنين اطلاق كلمۀ ربّ بر خداوند سبحان مبيّن اين معنى است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص42) 
رَبُّكُمْ (آیه 139/سوره البقرة) 
ربّ: تربيت كردن «رَبَّ اَلصَّبِيَّ رَبّاً: رَبَّاهُ حَتَّى أَدْرَكَ» يعنى بچه را تربيت كرد تا برشد رسيد. (اقرب) و اطلاق آن بر فاعل يعنى مرّ بى بطور استعاره است. راغب ميگويد: ربّ در اصل بمعنى تربيت است. . . و بر فاعل بطور استعاره گفته ميشود و ربّ بطور اطلاق فقط بر خداوند اطلاق ميگردد كه متكفّل باصلاح موجودات است. طبرسى رحمه اللّه در تفسير سورۀ حمد چند معنى از جمله: رئيس، مطاع مالك، صاحب (رفيق)، مربّى و مصلح براى ربّ نقل كرده و گويد: آن از تربيت مشتق است و اين كلمه بطور اطلاق جز بخدا گفته نميشود و در غير خدا مقيّد ميآيد نحو: ربّ الدار، ربّ الضيعة. ربّ بمعنى مربّى از اسماء حسنى است و مقام ربوبيّت خداوند را روشن ميكند يعنى آنگاه كه در وصف خدا گفته شود: ربّ العالمين. مراد پرورش دادن و تربيت كردن تمام موجودات است. همانطوريكه يكنفر طفل را تربيت ميكند و پيوسته مواظب اوست و از نان و آب و لباس و اخلاق و تحصيل او غفلت ندارد. هم چنين اطلاق كلمۀ ربّ بر خداوند سبحان مبيّن اين معنى است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص42) 
رَبَّهُمٰا (آیه 189/سوره الأعراف) 
ربّ: تربيت كردن «رَبَّ اَلصَّبِيَّ رَبّاً: رَبَّاهُ حَتَّى أَدْرَكَ» يعنى بچه را تربيت كرد تا برشد رسيد. (اقرب) و اطلاق آن بر فاعل يعنى مرّ بى بطور استعاره است. راغب ميگويد: ربّ در اصل بمعنى تربيت است. . . و بر فاعل بطور استعاره گفته ميشود و ربّ بطور اطلاق فقط بر خداوند اطلاق ميگردد كه متكفّل باصلاح موجودات است. طبرسى رحمه اللّه در تفسير سورۀ حمد چند معنى از جمله: رئيس، مطاع مالك، صاحب (رفيق)، مربّى و مصلح براى ربّ نقل كرده و گويد: آن از تربيت مشتق است و اين كلمه بطور اطلاق جز بخدا گفته نميشود و در غير خدا مقيّد ميآيد نحو: ربّ الدار، ربّ الضيعة. ربّ بمعنى مربّى از اسماء حسنى است و مقام ربوبيّت خداوند را روشن ميكند يعنى آنگاه كه در وصف خدا گفته شود: ربّ العالمين. مراد پرورش دادن و تربيت كردن تمام موجودات است. همانطوريكه يكنفر طفل را تربيت ميكند و پيوسته مواظب اوست و از نان و آب و لباس و اخلاق و تحصيل او غفلت ندارد. هم چنين اطلاق كلمۀ ربّ بر خداوند سبحان مبيّن اين معنى است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص42) 
رَبِّكُمٰا (آیه 13/سوره الرحمن) 
ربّ: تربيت كردن «رَبَّ اَلصَّبِيَّ رَبّاً: رَبَّاهُ حَتَّى أَدْرَكَ» يعنى بچه را تربيت كرد تا برشد رسيد. (اقرب) و اطلاق آن بر فاعل يعنى مرّ بى بطور استعاره است. راغب ميگويد: ربّ در اصل بمعنى تربيت است. . . و بر فاعل بطور استعاره گفته ميشود و ربّ بطور اطلاق فقط بر خداوند اطلاق ميگردد كه متكفّل باصلاح موجودات است. طبرسى رحمه اللّه در تفسير سورۀ حمد چند معنى از جمله: رئيس، مطاع مالك، صاحب (رفيق)، مربّى و مصلح براى ربّ نقل كرده و گويد: آن از تربيت مشتق است و اين كلمه بطور اطلاق جز بخدا گفته نميشود و در غير خدا مقيّد ميآيد نحو: ربّ الدار، ربّ الضيعة. ربّ بمعنى مربّى از اسماء حسنى است و مقام ربوبيّت خداوند را روشن ميكند يعنى آنگاه كه در وصف خدا گفته شود: ربّ العالمين. مراد پرورش دادن و تربيت كردن تمام موجودات است. همانطوريكه يكنفر طفل را تربيت ميكند و پيوسته مواظب اوست و از نان و آب و لباس و اخلاق و تحصيل او غفلت ندارد. هم چنين اطلاق كلمۀ ربّ بر خداوند سبحان مبيّن اين معنى است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص42) 
وَ قٰالَ لِلَّذِي ظَنَّ أَنَّهُ نٰاجٍ مِنْهُمَا اُذْكُرْنِي عِنْدَ رَبِّكَ (آیه 42/سوره يوسف) 
يقال: رَبُّ الدّار، و رَبُّ الفرس لصاحبهما، و على ذلك هذه الآیة. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
اَلرَّبُّ في الأصل: التربية، و هو إنشاء الشيء حالا فحالا إلى حدّ التمام، يقال رَبَّهُ، و ربّاه و رَبَّبَهُ. و قِيلَ: (لَأَنْ يَرُبَّنِي رَجُلٌ مِنْ قُرَيْشٍ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ يَرُبَّنِي رَجُلٌ مِنْ هَوَازِنَ) . فَالرَّبُّ مصدر مستعار للفاعل، و لا يقال اَلرَّبُّ مطلقا إلا للّه تعالى المتكفّل بمصلحة الموجودات. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص336) 
در معنى صاحب چيزى مىگويند: ربّ الدّار و ربّ الفرس. و بر اين اساس سخن خداى تعالى است كه: (اُذْكُرْنِي عِنْدَ رَبِّكَ فَأَنْسٰاهُ اَلشَّيْطٰانُ ذِكْرَ رَبِّهِ). 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج2 , ص30) 
الرَّبّ: در اصل به معنى تربيت و پرورش است يعنى ايجاد كردن حالتى پس از حالتى ديگر در چيزى تا به حدّ نهائى و تمام و كمال آن برسد. مىگويند - رَبَّهُ و رَبَّاهُ و رَبَّبَهُ: او را تربيت كرد و پرورشش داد. پس - الرّب - مصدر است كه بطور استعاره بجاى فاعل به كار رفته است. الرّب: بطور مطلق جز براى خداى تعالى گفته نمىشود كه او متكفّل مصالح موجودات و آفريدههاست. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج2 , ص29) 
در بعضى از آيات ربّ بر غير خدا اطلاق گرديده است مثل «وَ قٰالَ لِلَّذِي ظَنَّ أَنَّهُ نٰاجٍ مِنْهُمَا اُذْكُرْنِي عِنْدَ رَبِّكَ» يوسف. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
ربّ: تربيت كردن «رَبَّ اَلصَّبِيَّ رَبّاً: رَبَّاهُ حَتَّى أَدْرَكَ» يعنى بچه را تربيت كرد تا برشد رسيد. (اقرب) و اطلاق آن بر فاعل يعنى مرّ بى بطور استعاره است. راغب ميگويد: ربّ در اصل بمعنى تربيت است. . . و بر فاعل بطور استعاره گفته ميشود و ربّ بطور اطلاق فقط بر خداوند اطلاق ميگردد كه متكفّل باصلاح موجودات است. طبرسى رحمه اللّه در تفسير سورۀ حمد چند معنى از جمله: رئيس، مطاع مالك، صاحب (رفيق)، مربّى و مصلح براى ربّ نقل كرده و گويد: آن از تربيت مشتق است و اين كلمه بطور اطلاق جز بخدا گفته نميشود و در غير خدا مقيّد ميآيد نحو: ربّ الدار، ربّ الضيعة. ربّ بمعنى مربّى از اسماء حسنى است و مقام ربوبيّت خداوند را روشن ميكند يعنى آنگاه كه در وصف خدا گفته شود: ربّ العالمين. مراد پرورش دادن و تربيت كردن تمام موجودات است. همانطوريكه يكنفر طفل را تربيت ميكند و پيوسته مواظب اوست و از نان و آب و لباس و اخلاق و تحصيل او غفلت ندارد. هم چنين اطلاق كلمۀ ربّ بر خداوند سبحان مبيّن اين معنى است. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
ظاهرا مراد از رب در اين آيات ملك و رئيس است چنانكه از مجمع البيان نقل شد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص44) 
قوله: اُذْكُرْنِي عِنْدَ رَبِّكَ [ 42/12] خاطبهم على ما هو المتعارف عندهم على ما كانوا يسمونه به. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
يطلق اَلرَّبُّ على السيد أيضا و اَلْمُرَبِّي و المتمم و المنعم و الصاحب، و لا يطلق غير مضاف إلا على الله تعالى، و قد يخفف. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص64) 
ربُّ كلِّ شيءٍ: مالِكُه و مُسْتَحِقُّه; و قيل: صاحبُه. و يقال: فلانٌ رَبُّ هذا الشيءِ أَي مِلْكُه له. و كُلُّ مَنْ مَلَك شيئاً، فهو رَبُّه . يقال: هو رَبُّ الدابةِ، و ربُّ الدارِ، و فلانٌ رَبُّ البيتِ، و هُنَّ رَبَّاتُ الحِجالِ; و يقال: رَبٌّ، مُشَدَّد; و رَبٌ، مخفَّف; و أَنشد المفضل: و قد عَلِمَ الأَقْوالُ أَنْ ليسَ فوقَه رَبٌ، غيرُ مَنْ يُعْطِي الحُظوظَ، و يَرْزُقُ و في حديث أَشراط الساعة: و أَن تَلِدَ الأَمَةُ رَبَّها، أَو رَبَّتَها . قال: الرَّبُّ يُطْلَق في اللغة على المالكِ، و السَّيِّدِ، و المُدَبِّر، و المُرَبِّي، و القَيِّمِ، و المُنْعِمِ; قال: و لا يُطلَق غيرَ مُضافٍ إِلاّ على اللّه، عزّ و جلّ، و إِذا أُطْلِق على غيرِه أُضِيفَ، فقيلَ: ربُّ كذا. قال: و قد جاءَ في الشِّعْر مُطْلَقاً على غيرِ اللّه تعالى، و ليس بالكثيرِ، و لم يُذْكَر في غير الشِّعْر. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص399) 
أي عند مَلِكك. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
يقالُ: فلانٌ رَبّ هذا الشيء، أي مِلْكه له. و كُل مَن مَلك شيئاً فهو رَبُّه. قال: هو رَبّ الدابّة، و رَبُّ الدّار. و فلانة رَبّة البيت. ابن الأَنباريّ: الرَّبّ: يَنْقسم على ثلاثة أَقْسام: يكون الرَّبُّ: المالك؛ و يكون الرَّبّ: السيِّدُ المُطاع، و يكون الرَّبُّ: المُصْلح. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج15 , ص128) 
قُلْ أَ غَيْرَ اَللّٰهِ أَبْغِي رَبّاً وَ هُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْ ءٍ (آیه 164/سوره الأنعام) 
ربّ: تربيت كردن «رَبَّ اَلصَّبِيَّ رَبّاً: رَبَّاهُ حَتَّى أَدْرَكَ» يعنى بچه را تربيت كرد تا برشد رسيد. (اقرب) و اطلاق آن بر فاعل يعنى مرّ بى بطور استعاره است. راغب ميگويد: ربّ در اصل بمعنى تربيت است. . . و بر فاعل بطور استعاره گفته ميشود و ربّ بطور اطلاق فقط بر خداوند اطلاق ميگردد كه متكفّل باصلاح موجودات است. طبرسى رحمه اللّه در تفسير سورۀ حمد چند معنى از جمله: رئيس، مطاع مالك، صاحب (رفيق)، مربّى و مصلح براى ربّ نقل كرده و گويد: آن از تربيت مشتق است و اين كلمه بطور اطلاق جز بخدا گفته نميشود و در غير خدا مقيّد ميآيد نحو: ربّ الدار، ربّ الضيعة. ربّ بمعنى مربّى از اسماء حسنى است و مقام ربوبيّت خداوند را روشن ميكند يعنى آنگاه كه در وصف خدا گفته شود: ربّ العالمين. مراد پرورش دادن و تربيت كردن تمام موجودات است. همانطوريكه يكنفر طفل را تربيت ميكند و پيوسته مواظب اوست و از نان و آب و لباس و اخلاق و تحصيل او غفلت ندارد. هم چنين اطلاق كلمۀ ربّ بر خداوند سبحان مبيّن اين معنى است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص42) 
فَلَمّٰا جَنَّ عَلَيْهِ اَللَّيْلُ رَأىٰ كَوْكَبا قٰالَ هٰذٰا رَبِّي (آیه 76/سوره الأنعام) 
يطلق اَلرَّبُّ على السيد أيضا و اَلْمُرَبِّي و المتمم و المنعم و الصاحب، و لا يطلق غير مضاف إلا على الله تعالى، و قد يخفف. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص64) 
اَللّٰهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ رَبُّ اَلْعَرْشِ اَلْعَظِيمِ (آیه 26/سوره النمل) 
ربّ: تربيت كردن «رَبَّ اَلصَّبِيَّ رَبّاً: رَبَّاهُ حَتَّى أَدْرَكَ» يعنى بچه را تربيت كرد تا برشد رسيد. (اقرب) و اطلاق آن بر فاعل يعنى مرّ بى بطور استعاره است. راغب ميگويد: ربّ در اصل بمعنى تربيت است. . . و بر فاعل بطور استعاره گفته ميشود و ربّ بطور اطلاق فقط بر خداوند اطلاق ميگردد كه متكفّل باصلاح موجودات است. طبرسى رحمه اللّه در تفسير سورۀ حمد چند معنى از جمله: رئيس، مطاع مالك، صاحب (رفيق)، مربّى و مصلح براى ربّ نقل كرده و گويد: آن از تربيت مشتق است و اين كلمه بطور اطلاق جز بخدا گفته نميشود و در غير خدا مقيّد ميآيد نحو: ربّ الدار، ربّ الضيعة. ربّ بمعنى مربّى از اسماء حسنى است و مقام ربوبيّت خداوند را روشن ميكند يعنى آنگاه كه در وصف خدا گفته شود: ربّ العالمين. مراد پرورش دادن و تربيت كردن تمام موجودات است. همانطوريكه يكنفر طفل را تربيت ميكند و پيوسته مواظب اوست و از نان و آب و لباس و اخلاق و تحصيل او غفلت ندارد. هم چنين اطلاق كلمۀ ربّ بر خداوند سبحان مبيّن اين معنى است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص42) 
قُلْ مَنْ رَبُّ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ قُلِ اَللّٰهُ (آیه 16/سوره الرعد) 
ربّ: تربيت كردن «رَبَّ اَلصَّبِيَّ رَبّاً: رَبَّاهُ حَتَّى أَدْرَكَ» يعنى بچه را تربيت كرد تا برشد رسيد. (اقرب) و اطلاق آن بر فاعل يعنى مرّ بى بطور استعاره است. راغب ميگويد: ربّ در اصل بمعنى تربيت است. . . و بر فاعل بطور استعاره گفته ميشود و ربّ بطور اطلاق فقط بر خداوند اطلاق ميگردد كه متكفّل باصلاح موجودات است. طبرسى رحمه اللّه در تفسير سورۀ حمد چند معنى از جمله: رئيس، مطاع مالك، صاحب (رفيق)، مربّى و مصلح براى ربّ نقل كرده و گويد: آن از تربيت مشتق است و اين كلمه بطور اطلاق جز بخدا گفته نميشود و در غير خدا مقيّد ميآيد نحو: ربّ الدار، ربّ الضيعة. ربّ بمعنى مربّى از اسماء حسنى است و مقام ربوبيّت خداوند را روشن ميكند يعنى آنگاه كه در وصف خدا گفته شود: ربّ العالمين. مراد پرورش دادن و تربيت كردن تمام موجودات است. همانطوريكه يكنفر طفل را تربيت ميكند و پيوسته مواظب اوست و از نان و آب و لباس و اخلاق و تحصيل او غفلت ندارد. هم چنين اطلاق كلمۀ ربّ بر خداوند سبحان مبيّن اين معنى است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص42) 
قٰالَ مَعٰاذَ اَللّٰهِ إِنَّهُ رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوٰايَ (آیه 23/سوره يوسف) 
يقال: رَبُّ الدّار، و رَبُّ الفرس لصاحبهما، و على ذلك قول اللّه تعالى: قٰالَ مَعٰاذَ اَللّٰهِ إِنَّهُ رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوٰايَ. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
قيل: عنى به اللّه تعالى، و قيل: عنى به الملك الذي ربّاه، و الأوّل أليق بقوله. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
اَلرَّبُّ في الأصل: التربية، و هو إنشاء الشيء حالا فحالا إلى حدّ التمام، يقال رَبَّهُ، و ربّاه و رَبَّبَهُ. و قِيلَ: (لَأَنْ يَرُبَّنِي رَجُلٌ مِنْ قُرَيْشٍ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ يَرُبَّنِي رَجُلٌ مِنْ هَوَازِنَ) . فَالرَّبُّ مصدر مستعار للفاعل، و لا يقال اَلرَّبُّ مطلقا إلا للّه تعالى المتكفّل بمصلحة الموجودات. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص336) 
گفته شده قصدش و توجّهاش از - ربّى - خداى تعالى است. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
گفتهاند: مقصودش ملكى است كه او را سرپرستى كرده كه البتّه نظر اوّل به سخن او شايستهتر است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج2 , ص30) 
الرَّبّ: در اصل به معنى تربيت و پرورش است يعنى ايجاد كردن حالتى پس از حالتى ديگر در چيزى تا به حدّ نهائى و تمام و كمال آن برسد. مىگويند - رَبَّهُ و رَبَّاهُ و رَبَّبَهُ: او را تربيت كرد و پرورشش داد. پس - الرّب - مصدر است كه بطور استعاره بجاى فاعل به كار رفته است. الرّب: بطور مطلق جز براى خداى تعالى گفته نمىشود كه او متكفّل مصالح موجودات و آفريدههاست. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج2 , ص29) 
قال الزجاج: إِن العزيز صاحِبِي أَحْسَنَ مَثْوايَ; قال: و يجوز أَنْ يكونَ: اللّهُ رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوايَ. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص400) 
ربُّ كلِّ شيءٍ: مالِكُه و مُسْتَحِقُّه; و قيل: صاحبُه. و يقال: فلانٌ رَبُّ هذا الشيءِ أَي مِلْكُه له. و كُلُّ مَنْ مَلَك شيئاً، فهو رَبُّه . يقال: هو رَبُّ الدابةِ، و ربُّ الدارِ، و فلانٌ رَبُّ البيتِ، و هُنَّ رَبَّاتُ الحِجالِ; و يقال: رَبٌّ، مُشَدَّد; و رَبٌ، مخفَّف; و أَنشد المفضل: و قد عَلِمَ الأَقْوالُ أَنْ ليسَ فوقَه رَبٌ، غيرُ مَنْ يُعْطِي الحُظوظَ، و يَرْزُقُ و في حديث أَشراط الساعة: و أَن تَلِدَ الأَمَةُ رَبَّها، أَو رَبَّتَها . قال: الرَّبُّ يُطْلَق في اللغة على المالكِ، و السَّيِّدِ، و المُدَبِّر، و المُرَبِّي، و القَيِّمِ، و المُنْعِمِ; قال: و لا يُطلَق غيرَ مُضافٍ إِلاّ على اللّه، عزّ و جلّ، و إِذا أُطْلِق على غيرِه أُضِيفَ، فقيلَ: ربُّ كذا. قال: و قد جاءَ في الشِّعْر مُطْلَقاً على غيرِ اللّه تعالى، و ليس بالكثيرِ، و لم يُذْكَر في غير الشِّعْر. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص399) 
قال الزَّجّاجُ: أرادَ إن العَزِيزَ صاحِبِى أَحْسَنَ مَثْواىَ، و يَجُوزُ أن يكونَ: اللّٰهُ، رَبِّى، أَحْسَنَ مَثْواىَ. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
رَبُّ كُلِّ شَىْءٍ: مالِكُه، و مُسْتَحِقُّه. و قِيلَ: صاحِبُه. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( المحکم و المحیط الأعظمالمحکم و المحیط الأعظم
, ج10 , ص233) 
اَللّٰهَ رَبَّكُمْ وَ رَبَّ آبٰائِكُمُ اَلْأَوَّلِينَ (آیه 126/سوره الصافات) 
[الرَّبُّ]: اللّٰه تعالى. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج4 , ص2333) 
رَبُّ اَلْمَشْرِقَيْنِ وَ رَبُّ اَلْمَغْرِبَيْنِ (آیه 17/سوره الرحمن) 
المراد مالكهما و مدبرهما. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
یطلق اَلرَّبُّ على السيد أيضا و اَلْمُرَبِّي و المتمم و المنعم و الصاحب، و لا يطلق غير مضاف إلا على الله تعالى، و قد يخفف. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص64) 
ربّ: تربيت كردن «رَبَّ اَلصَّبِيَّ رَبّاً: رَبَّاهُ حَتَّى أَدْرَكَ» يعنى بچه را تربيت كرد تا برشد رسيد. (اقرب) و اطلاق آن بر فاعل يعنى مرّ بى بطور استعاره است. راغب ميگويد: ربّ در اصل بمعنى تربيت است. . . و بر فاعل بطور استعاره گفته ميشود و ربّ بطور اطلاق فقط بر خداوند اطلاق ميگردد كه متكفّل باصلاح موجودات است. طبرسى رحمه اللّه در تفسير سورۀ حمد چند معنى از جمله: رئيس، مطاع مالك، صاحب (رفيق)، مربّى و مصلح براى ربّ نقل كرده و گويد: آن از تربيت مشتق است و اين كلمه بطور اطلاق جز بخدا گفته نميشود و در غير خدا مقيّد ميآيد نحو: ربّ الدار، ربّ الضيعة. ربّ بمعنى مربّى از اسماء حسنى است و مقام ربوبيّت خداوند را روشن ميكند يعنى آنگاه كه در وصف خدا گفته شود: ربّ العالمين. مراد پرورش دادن و تربيت كردن تمام موجودات است. همانطوريكه يكنفر طفل را تربيت ميكند و پيوسته مواظب اوست و از نان و آب و لباس و اخلاق و تحصيل او غفلت ندارد. هم چنين اطلاق كلمۀ ربّ بر خداوند سبحان مبيّن اين معنى است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص44) 
إِنِّي أَخٰافُ اَللّٰهَ رَبَّ اَلْعٰالَمِينَ (آیه 28/سوره المائدة) 
ربّ: تربيت كردن «رَبَّ اَلصَّبِيَّ رَبّاً: رَبَّاهُ حَتَّى أَدْرَكَ» يعنى بچه را تربيت كرد تا برشد رسيد. (اقرب) و اطلاق آن بر فاعل يعنى مرّ بى بطور استعاره است. راغب ميگويد: ربّ در اصل بمعنى تربيت است. . . و بر فاعل بطور استعاره گفته ميشود و ربّ بطور اطلاق فقط بر خداوند اطلاق ميگردد كه متكفّل باصلاح موجودات است. طبرسى رحمه اللّه در تفسير سورۀ حمد چند معنى از جمله: رئيس، مطاع مالك، صاحب (رفيق)، مربّى و مصلح براى ربّ نقل كرده و گويد: آن از تربيت مشتق است و اين كلمه بطور اطلاق جز بخدا گفته نميشود و در غير خدا مقيّد ميآيد نحو: ربّ الدار، ربّ الضيعة. ربّ بمعنى مربّى از اسماء حسنى است و مقام ربوبيّت خداوند را روشن ميكند يعنى آنگاه كه در وصف خدا گفته شود: ربّ العالمين. مراد پرورش دادن و تربيت كردن تمام موجودات است. همانطوريكه يكنفر طفل را تربيت ميكند و پيوسته مواظب اوست و از نان و آب و لباس و اخلاق و تحصيل او غفلت ندارد. هم چنين اطلاق كلمۀ ربّ بر خداوند سبحان مبيّن اين معنى است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص42) 
رَبُّكُمْ وَ رَبُّ آبٰائِكُمُ اَلْأَوَّلِينَ (آیه 26/سوره الشعراء) 
بالإضافة يقال له و لغيره، نحو قوله و رَبُّكُمْ وَ رَبُّ آبٰائِكُمُ اَلْأَوَّلِينَ. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
اَلرَّبُّ في الأصل: التربية، و هو إنشاء الشيء حالا فحالا إلى حدّ التمام، يقال رَبَّهُ، و ربّاه و رَبَّبَهُ. و قِيلَ: (لَأَنْ يَرُبَّنِي رَجُلٌ مِنْ قُرَيْشٍ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ يَرُبَّنِي رَجُلٌ مِنْ هَوَازِنَ) . فَالرَّبُّ مصدر مستعار للفاعل، و لا يقال اَلرَّبُّ مطلقا إلا للّه تعالى المتكفّل بمصلحة الموجودات. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص336) 
واژۀ - ربّ - در حالت اضافه به خداوند و غير از او به كار مىرود. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
الرَّبّ: در اصل به معنى تربيت و پرورش است يعنى ايجاد كردن حالتى پس از حالتى ديگر در چيزى تا به حدّ نهائى و تمام و كمال آن برسد. مىگويند - رَبَّهُ و رَبَّاهُ و رَبَّبَهُ: او را تربيت كرد و پرورشش داد. پس - الرّب - مصدر است كه بطور استعاره بجاى فاعل به كار رفته است. الرّب: بطور مطلق جز براى خداى تعالى گفته نمىشود كه او متكفّل مصالح موجودات و آفريدههاست. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج2 , ص29) 
أَمّٰا أَحَدُكُمٰا فَيَسْقِي رَبَّهُ خَمْراً (آیه 41/سوره يوسف) 
أي سيده، و لا يجوز استعماله بالألف و اللام للمخلوق و ربما جوزه بعضهم عوضا عن الإضافة. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
يطلق اَلرَّبُّ على السيد أيضا و اَلْمُرَبِّي و المتمم و المنعم و الصاحب، و لا يطلق غير مضاف إلا على الله تعالى، و قد يخفف. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص64) 
أَي سَيِّدَه. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص401) 
ربُّ كلِّ شيءٍ: مالِكُه و مُسْتَحِقُّه; و قيل: صاحبُه. و يقال: فلانٌ رَبُّ هذا الشيءِ أَي مِلْكُه له. و كُلُّ مَنْ مَلَك شيئاً، فهو رَبُّه . يقال: هو رَبُّ الدابةِ، و ربُّ الدارِ، و فلانٌ رَبُّ البيتِ، و هُنَّ رَبَّاتُ الحِجالِ; و يقال: رَبٌّ، مُشَدَّد; و رَبٌ، مخفَّف; و أَنشد المفضل: و قد عَلِمَ الأَقْوالُ أَنْ ليسَ فوقَه رَبٌ، غيرُ مَنْ يُعْطِي الحُظوظَ، و يَرْزُقُ و في حديث أَشراط الساعة: و أَن تَلِدَ الأَمَةُ رَبَّها، أَو رَبَّتَها . قال: الرَّبُّ يُطْلَق في اللغة على المالكِ، و السَّيِّدِ، و المُدَبِّر، و المُرَبِّي، و القَيِّمِ، و المُنْعِمِ; قال: و لا يُطلَق غيرَ مُضافٍ إِلاّ على اللّه، عزّ و جلّ، و إِذا أُطْلِق على غيرِه أُضِيفَ، فقيلَ: ربُّ كذا. قال: و قد جاءَ في الشِّعْر مُطْلَقاً على غيرِ اللّه تعالى، و ليس بالكثيرِ، و لم يُذْكَر في غير الشِّعْر. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص399) 
الرَّبُّ: السيد، و منه قوله تعالى: أَمّٰا أَحَدُكُمٰا فَيَسْقِي رَبَّهُ خَمْراً. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج4 , ص2333) 
أي سيده. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
يقالُ: فلانٌ رَبّ هذا الشيء، أي مِلْكه له. و كُل مَن مَلك شيئاً فهو رَبُّه. قال: هو رَبّ الدابّة، و رَبُّ الدّار. و فلانة رَبّة البيت. ابن الأَنباريّ: الرَّبّ: يَنْقسم على ثلاثة أَقْسام: يكون الرَّبُّ: المالك؛ و يكون الرَّبّ: السيِّدُ المُطاع، و يكون الرَّبُّ: المُصْلح. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج15 , ص128) 
اسْتُعْمِلَ بِمَعْنَى السَّيِّدِ مُضَافاً إِلَى الْعَاقِلِ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( المصباح المنیرالمصباح المنیر في غریب الشرح الکبیر للرافعي
, ص214) 
اِرْجِعِي إِلىٰ رَبِّكِ رٰاضِيَة مَرْضِيَّة (آیه 28/سوره الفجر) 
معناه، و اللّه أَعلم: ارْجِعِي إِلى صاحِبِك الذي خَرَجْتِ منه، فادخُلي فيه; و الجمعُ أَربابٌ و رُبُوبٌ. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص400) 
ربُّ كلِّ شيءٍ: مالِكُه و مُسْتَحِقُّه; و قيل: صاحبُه. و يقال: فلانٌ رَبُّ هذا الشيءِ أَي مِلْكُه له. و كُلُّ مَنْ مَلَك شيئاً، فهو رَبُّه . يقال: هو رَبُّ الدابةِ، و ربُّ الدارِ، و فلانٌ رَبُّ البيتِ، و هُنَّ رَبَّاتُ الحِجالِ; و يقال: رَبٌّ، مُشَدَّد; و رَبٌ، مخفَّف; و أَنشد المفضل: و قد عَلِمَ الأَقْوالُ أَنْ ليسَ فوقَه رَبٌ، غيرُ مَنْ يُعْطِي الحُظوظَ، و يَرْزُقُ و في حديث أَشراط الساعة: و أَن تَلِدَ الأَمَةُ رَبَّها، أَو رَبَّتَها . قال: الرَّبُّ يُطْلَق في اللغة على المالكِ، و السَّيِّدِ، و المُدَبِّر، و المُرَبِّي، و القَيِّمِ، و المُنْعِمِ; قال: و لا يُطلَق غيرَ مُضافٍ إِلاّ على اللّه، عزّ و جلّ، و إِذا أُطْلِق على غيرِه أُضِيفَ، فقيلَ: ربُّ كذا. قال: و قد جاءَ في الشِّعْر مُطْلَقاً على غيرِ اللّه تعالى، و ليس بالكثيرِ، و لم يُذْكَر في غير الشِّعْر. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص399) 
مَعْناه-و اللّٰه أعلم-ارْجِعِى إلى صاحِبِكِ الذى خَرَجْتِ مِنْهُ، فادْخُلِى فِيه. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
رَبُّ كُلِّ شَىْءٍ: مالِكُه، و مُسْتَحِقُّه. و قِيلَ: صاحِبُه. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( المحکم و المحیط الأعظمالمحکم و المحیط الأعظم
, ج10 , ص233) 
فَأَنْسٰاهُ اَلشَّيْطٰانُ ذِكْرَ رَبِّهِ (آیه 42/سوره يوسف) 
ظاهرا مراد از رب در اين آيات ملك و رئيس است چنانكه از مجمع البيان نقل شد 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص44) 
تَبٰارَكَ اَللّٰهُ رَبُّ اَلْعٰالَمِينَ (آیه 54/سوره الأعراف) 
ربّ: تربيت كردن «رَبَّ اَلصَّبِيَّ رَبّاً: رَبَّاهُ حَتَّى أَدْرَكَ» يعنى بچه را تربيت كرد تا برشد رسيد. (اقرب) و اطلاق آن بر فاعل يعنى مرّ بى بطور استعاره است. راغب ميگويد: ربّ در اصل بمعنى تربيت است. . . و بر فاعل بطور استعاره گفته ميشود و ربّ بطور اطلاق فقط بر خداوند اطلاق ميگردد كه متكفّل باصلاح موجودات است. طبرسى رحمه اللّه در تفسير سورۀ حمد چند معنى از جمله: رئيس، مطاع مالك، صاحب (رفيق)، مربّى و مصلح براى ربّ نقل كرده و گويد: آن از تربيت مشتق است و اين كلمه بطور اطلاق جز بخدا گفته نميشود و در غير خدا مقيّد ميآيد نحو: ربّ الدار، ربّ الضيعة. ربّ بمعنى مربّى از اسماء حسنى است و مقام ربوبيّت خداوند را روشن ميكند يعنى آنگاه كه در وصف خدا گفته شود: ربّ العالمين. مراد پرورش دادن و تربيت كردن تمام موجودات است. همانطوريكه يكنفر طفل را تربيت ميكند و پيوسته مواظب اوست و از نان و آب و لباس و اخلاق و تحصيل او غفلت ندارد. هم چنين اطلاق كلمۀ ربّ بر خداوند سبحان مبيّن اين معنى است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص42) 
بِرَبِّ اَلْمَشٰارِقِ وَ اَلْمَغٰارِبِ (آیه 40/سوره المعارج) 
ربّ: تربيت كردن «رَبَّ اَلصَّبِيَّ رَبّاً: رَبَّاهُ حَتَّى أَدْرَكَ» يعنى بچه را تربيت كرد تا برشد رسيد. (اقرب) و اطلاق آن بر فاعل يعنى مرّ بى بطور استعاره است. راغب ميگويد: ربّ در اصل بمعنى تربيت است. . . و بر فاعل بطور استعاره گفته ميشود و ربّ بطور اطلاق فقط بر خداوند اطلاق ميگردد كه متكفّل باصلاح موجودات است. طبرسى رحمه اللّه در تفسير سورۀ حمد چند معنى از جمله: رئيس، مطاع مالك، صاحب (رفيق)، مربّى و مصلح براى ربّ نقل كرده و گويد: آن از تربيت مشتق است و اين كلمه بطور اطلاق جز بخدا گفته نميشود و در غير خدا مقيّد ميآيد نحو: ربّ الدار، ربّ الضيعة. ربّ بمعنى مربّى از اسماء حسنى است و مقام ربوبيّت خداوند را روشن ميكند يعنى آنگاه كه در وصف خدا گفته شود: ربّ العالمين. مراد پرورش دادن و تربيت كردن تمام موجودات است. همانطوريكه يكنفر طفل را تربيت ميكند و پيوسته مواظب اوست و از نان و آب و لباس و اخلاق و تحصيل او غفلت ندارد. هم چنين اطلاق كلمۀ ربّ بر خداوند سبحان مبيّن اين معنى است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص42) 
بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَ رَبٌّ غَفُورٌ (آیه 15/سوره سبإ) 
اَلرَّبُّ في الأصل: التربية، و هو إنشاء الشيء حالا فحالا إلى حدّ التمام، يقال رَبَّهُ، و ربّاه و رَبَّبَهُ. و قِيلَ: (لَأَنْ يَرُبَّنِي رَجُلٌ مِنْ قُرَيْشٍ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ يَرُبَّنِي رَجُلٌ مِنْ هَوَازِنَ) . فَالرَّبُّ مصدر مستعار للفاعل، و لا يقال اَلرَّبُّ مطلقا إلا للّه تعالى المتكفّل بمصلحة الموجودات. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص336) 
الرَّبّ: در اصل به معنى تربيت و پرورش است يعنى ايجاد كردن حالتى پس از حالتى ديگر در چيزى تا به حدّ نهائى و تمام و كمال آن برسد. مىگويند - رَبَّهُ و رَبَّاهُ و رَبَّبَهُ: او را تربيت كرد و پرورشش داد. پس - الرّب - مصدر است كه بطور استعاره بجاى فاعل به كار رفته است. الرّب: بطور مطلق جز براى خداى تعالى گفته نمىشود كه او متكفّل مصالح موجودات و آفريدههاست. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج2 , ص29) 
الحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ العٰالَمِينَ (آیه 2/سوره الفاتحة) 
اَلرَّبُّ في الأصل: التربية، و هو إنشاء الشيء حالا فحالا إلى حدّ التمام، يقال رَبَّهُ، و ربّاه و رَبَّبَهُ. و قِيلَ: (لَأَنْ يَرُبَّنِي رَجُلٌ مِنْ قُرَيْشٍ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ يَرُبَّنِي رَجُلٌ مِنْ هَوَازِنَ) . فَالرَّبُّ مصدر مستعار للفاعل، و لا يقال اَلرَّبُّ مطلقا إلا للّه تعالى المتكفّل بمصلحة الموجودات. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص336) 
واژۀ - ربّ - در حالت اضافه به خداوند و غير از او به كار مىرود. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
الرَّبّ: در اصل به معنى تربيت و پرورش است يعنى ايجاد كردن حالتى پس از حالتى ديگر در چيزى تا به حدّ نهائى و تمام و كمال آن برسد. مىگويند - رَبَّهُ و رَبَّاهُ و رَبَّبَهُ: او را تربيت كرد و پرورشش داد. پس - الرّب - مصدر است كه بطور استعاره بجاى فاعل به كار رفته است. الرّب: بطور مطلق جز براى خداى تعالى گفته نمىشود كه او متكفّل مصالح موجودات و آفريدههاست. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج2 , ص29) 
ربّ: تربيت كردن «رَبَّ اَلصَّبِيَّ رَبّاً: رَبَّاهُ حَتَّى أَدْرَكَ» يعنى بچه را تربيت كرد تا برشد رسيد. (اقرب) و اطلاق آن بر فاعل يعنى مرّ بى بطور استعاره است. راغب ميگويد: ربّ در اصل بمعنى تربيت است. . . و بر فاعل بطور استعاره گفته ميشود و ربّ بطور اطلاق فقط بر خداوند اطلاق ميگردد كه متكفّل باصلاح موجودات است. طبرسى رحمه اللّه در تفسير سورۀ حمد چند معنى از جمله: رئيس، مطاع مالك، صاحب (رفيق)، مربّى و مصلح براى ربّ نقل كرده و گويد: آن از تربيت مشتق است و اين كلمه بطور اطلاق جز بخدا گفته نميشود و در غير خدا مقيّد ميآيد نحو: ربّ الدار، ربّ الضيعة. ربّ بمعنى مربّى از اسماء حسنى است و مقام ربوبيّت خداوند را روشن ميكند يعنى آنگاه كه در وصف خدا گفته شود: ربّ العالمين. مراد پرورش دادن و تربيت كردن تمام موجودات است. همانطوريكه يكنفر طفل را تربيت ميكند و پيوسته مواظب اوست و از نان و آب و لباس و اخلاق و تحصيل او غفلت ندارد. هم چنين اطلاق كلمۀ ربّ بر خداوند سبحان مبيّن اين معنى است. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
ربّ: تربيت كردن «رَبَّ اَلصَّبِيَّ رَبّاً :رَبَّاهُ حَتَّى أَدْرَكَ» يعنى بچه را تربيت كرد تا برشد رسيد.(اقرب) و اطلاق آن بر فاعل يعنى مرّ بى بطور استعاره است. راغب مىگويد:ربّ در اصل بمعنى تربيت است...و بر فاعل بطور استعاره گفته مىشود و ربّ بطور اطلاق فقط بر خداوند اطلاق مىگردد كه متكفّل باصلاح موجودات است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص42) 
قوله: رَبِّ اَلْعٰالَمِينَ [ 1/1] هو توحيد له و تحميد و إقرار بأنه المالك لا غير. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
يطلق اَلرَّبُّ على السيد أيضا و اَلْمُرَبِّي و المتمم و المنعم و الصاحب، و لا يطلق غير مضاف إلا على الله تعالى، و قد يخفف. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص64) 
ربّ بمعنى مربّى از اسماء حسنى است و مقام ربوبيّت خداوند را روشن مىكند يعنى آنگاه كه در وصف خدا گفته شود:ربّ العالمين.مراد پرورش دادن و تربيت كردن تمام موجودات است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص43) 
رَبُّ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ (آیه 16/سوره الرعد) 
ربّ: تربيت كردن «رَبَّ اَلصَّبِيَّ رَبّاً :رَبَّاهُ حَتَّى أَدْرَكَ» يعنى بچه را تربيت كرد تا برشد رسيد.(اقرب) و اطلاق آن بر فاعل يعنى مرّ بى بطور استعاره است. راغب مىگويد:ربّ در اصل بمعنى تربيت است...و بر فاعل بطور استعاره گفته مىشود و ربّ بطور اطلاق فقط بر خداوند اطلاق مىگردد كه متكفّل باصلاح موجودات است. طبرسى رحمه اللّه در تفسير سورۀ حمد چند معنى از جمله:رئيس، مطاع مالك، صاحب (رفيق)، مربّى و مصلح براى ربّ نقل كرده و گويد: آن از تربيت مشتق است و اين كلمه بطور اطلاق جز بخدا گفته نمىشود و در غير خدا مقيّد مىآيد نحو:ربّ الدار، ربّ الضيعة. ربّ بمعنى مربّى از اسماء حسنى است و مقام ربوبيّت خداوند را روشن مىكند يعنى آنگاه كه در وصف خدا گفته شود:ربّ العالمين.مراد پرورش دادن و تربيت كردن تمام موجودات است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص42) 
رَبُّ اَلْمَشْرِقِ وَ اَلْمَغْرِبِ (آیه 9/سوره المزمل) 
[الرَّبُّ]: اللّٰه تعالى. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج4 , ص2333) 
أَسْلَمْتُ لِرَبِّ اَلْعٰالَمِينَ (آیه 131/سوره البقرة) 
ربّ: تربيت كردن «رَبَّ اَلصَّبِيَّ رَبّاً: رَبَّاهُ حَتَّى أَدْرَكَ» يعنى بچه را تربيت كرد تا برشد رسيد. (اقرب) و اطلاق آن بر فاعل يعنى مرّ بى بطور استعاره است. راغب ميگويد: ربّ در اصل بمعنى تربيت است. . . و بر فاعل بطور استعاره گفته ميشود و ربّ بطور اطلاق فقط بر خداوند اطلاق ميگردد كه متكفّل باصلاح موجودات است. طبرسى رحمه اللّه در تفسير سورۀ حمد چند معنى از جمله: رئيس، مطاع مالك، صاحب (رفيق)، مربّى و مصلح براى ربّ نقل كرده و گويد: آن از تربيت مشتق است و اين كلمه بطور اطلاق جز بخدا گفته نميشود و در غير خدا مقيّد ميآيد نحو: ربّ الدار، ربّ الضيعة. ربّ بمعنى مربّى از اسماء حسنى است و مقام ربوبيّت خداوند را روشن ميكند يعنى آنگاه كه در وصف خدا گفته شود: ربّ العالمين. مراد پرورش دادن و تربيت كردن تمام موجودات است. همانطوريكه يكنفر طفل را تربيت ميكند و پيوسته مواظب اوست و از نان و آب و لباس و اخلاق و تحصيل او غفلت ندارد. هم چنين اطلاق كلمۀ ربّ بر خداوند سبحان مبيّن اين معنى است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص42) 
رَبُّ اَلسَّمٰاوٰاتِ اَلسَّبْعِ (آیه 86/سوره المؤمنون) 
ربّ: تربيت كردن «رَبَّ اَلصَّبِيَّ رَبّاً: رَبَّاهُ حَتَّى أَدْرَكَ» يعنى بچه را تربيت كرد تا برشد رسيد. (اقرب) و اطلاق آن بر فاعل يعنى مرّ بى بطور استعاره است. راغب ميگويد: ربّ در اصل بمعنى تربيت است. . . و بر فاعل بطور استعاره گفته ميشود و ربّ بطور اطلاق فقط بر خداوند اطلاق ميگردد كه متكفّل باصلاح موجودات است. طبرسى رحمه اللّه در تفسير سورۀ حمد چند معنى از جمله: رئيس، مطاع مالك، صاحب (رفيق)، مربّى و مصلح براى ربّ نقل كرده و گويد: آن از تربيت مشتق است و اين كلمه بطور اطلاق جز بخدا گفته نميشود و در غير خدا مقيّد ميآيد نحو: ربّ الدار، ربّ الضيعة. ربّ بمعنى مربّى از اسماء حسنى است و مقام ربوبيّت خداوند را روشن ميكند يعنى آنگاه كه در وصف خدا گفته شود: ربّ العالمين. مراد پرورش دادن و تربيت كردن تمام موجودات است. همانطوريكه يكنفر طفل را تربيت ميكند و پيوسته مواظب اوست و از نان و آب و لباس و اخلاق و تحصيل او غفلت ندارد. هم چنين اطلاق كلمۀ ربّ بر خداوند سبحان مبيّن اين معنى است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص42) 
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ اَلْفَلَقِ (آیه 1/سوره الفلق) 
ربّ: تربيت كردن «رَبَّ اَلصَّبِيَّ رَبّاً: رَبَّاهُ حَتَّى أَدْرَكَ» يعنى بچه را تربيت كرد تا برشد رسيد. (اقرب) و اطلاق آن بر فاعل يعنى مرّ بى بطور استعاره است. راغب ميگويد: ربّ در اصل بمعنى تربيت است. . . و بر فاعل بطور استعاره گفته ميشود و ربّ بطور اطلاق فقط بر خداوند اطلاق ميگردد كه متكفّل باصلاح موجودات است. طبرسى رحمه اللّه در تفسير سورۀ حمد چند معنى از جمله: رئيس، مطاع مالك، صاحب (رفيق)، مربّى و مصلح براى ربّ نقل كرده و گويد: آن از تربيت مشتق است و اين كلمه بطور اطلاق جز بخدا گفته نميشود و در غير خدا مقيّد ميآيد نحو: ربّ الدار، ربّ الضيعة. ربّ بمعنى مربّى از اسماء حسنى است و مقام ربوبيّت خداوند را روشن ميكند يعنى آنگاه كه در وصف خدا گفته شود: ربّ العالمين. مراد پرورش دادن و تربيت كردن تمام موجودات است. همانطوريكه يكنفر طفل را تربيت ميكند و پيوسته مواظب اوست و از نان و آب و لباس و اخلاق و تحصيل او غفلت ندارد. هم چنين اطلاق كلمۀ ربّ بر خداوند سبحان مبيّن اين معنى است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص42) 
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ اَلنّٰاسِ (آیه 1/سوره الناس) 
ربّ: تربيت كردن «رَبَّ اَلصَّبِيَّ رَبّاً: رَبَّاهُ حَتَّى أَدْرَكَ» يعنى بچه را تربيت كرد تا برشد رسيد. (اقرب) و اطلاق آن بر فاعل يعنى مرّ بى بطور استعاره است. راغب ميگويد: ربّ در اصل بمعنى تربيت است. . . و بر فاعل بطور استعاره گفته ميشود و ربّ بطور اطلاق فقط بر خداوند اطلاق ميگردد كه متكفّل باصلاح موجودات است. طبرسى رحمه اللّه در تفسير سورۀ حمد چند معنى از جمله: رئيس، مطاع مالك، صاحب (رفيق)، مربّى و مصلح براى ربّ نقل كرده و گويد: آن از تربيت مشتق است و اين كلمه بطور اطلاق جز بخدا گفته نميشود و در غير خدا مقيّد ميآيد نحو: ربّ الدار، ربّ الضيعة. ربّ بمعنى مربّى از اسماء حسنى است و مقام ربوبيّت خداوند را روشن ميكند يعنى آنگاه كه در وصف خدا گفته شود: ربّ العالمين. مراد پرورش دادن و تربيت كردن تمام موجودات است. همانطوريكه يكنفر طفل را تربيت ميكند و پيوسته مواظب اوست و از نان و آب و لباس و اخلاق و تحصيل او غفلت ندارد. هم چنين اطلاق كلمۀ ربّ بر خداوند سبحان مبيّن اين معنى است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص42) 
اِرْجِعْ إِلىٰ رَبِّكَ (آیه 50/سوره يوسف) 
يقال: رَبُّ الدّار، و رَبُّ الفرس لصاحبهما، و على ذلك قول اللّه تعالى: اِرْجِعْ إِلىٰ رَبِّكَ. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
اَلرَّبُّ في الأصل: التربية، و هو إنشاء الشيء حالا فحالا إلى حدّ التمام، يقال رَبَّهُ، و ربّاه و رَبَّبَهُ. و قِيلَ: (لَأَنْ يَرُبَّنِي رَجُلٌ مِنْ قُرَيْشٍ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ يَرُبَّنِي رَجُلٌ مِنْ هَوَازِنَ) . فَالرَّبُّ مصدر مستعار للفاعل، و لا يقال اَلرَّبُّ مطلقا إلا للّه تعالى المتكفّل بمصلحة الموجودات. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص336) 
در معنى صاحب چيزى مىگويند: ربّ الدّار و ربّ الفرس. و بر اين اساس سخن خداى تعالى است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج2 , ص30) 
الرَّبّ: در اصل به معنى تربيت و پرورش است يعنى ايجاد كردن حالتى پس از حالتى ديگر در چيزى تا به حدّ نهائى و تمام و كمال آن برسد. مىگويند - رَبَّهُ و رَبَّاهُ و رَبَّبَهُ: او را تربيت كرد و پرورشش داد. پس - الرّب - مصدر است كه بطور استعاره بجاى فاعل به كار رفته است. الرّب: بطور مطلق جز براى خداى تعالى گفته نمىشود كه او متكفّل مصالح موجودات و آفريدههاست. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج2 , ص29) 
رَبُّ كُلِّ شَيْ ءٍ (آیه 164/سوره الأنعام) 
ربّ: تربيت كردن «رَبَّ اَلصَّبِيَّ رَبّاً :رَبَّاهُ حَتَّى أَدْرَكَ» يعنى بچه را تربيت كرد تا برشد رسيد.(اقرب) و اطلاق آن بر فاعل يعنى مرّ بى بطور استعاره است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص42) 
رَبُّ اَلْعَرْشِ (آیه 129/سوره التوبة) 
ربّ: تربيت كردن «رَبَّ اَلصَّبِيَّ رَبّاً: رَبَّاهُ حَتَّى أَدْرَكَ» يعنى بچه را تربيت كرد تا برشد رسيد. (اقرب) و اطلاق آن بر فاعل يعنى مرّ بى بطور استعاره است. راغب ميگويد: ربّ در اصل بمعنى تربيت است. . . و بر فاعل بطور استعاره گفته ميشود و ربّ بطور اطلاق فقط بر خداوند اطلاق ميگردد كه متكفّل باصلاح موجودات است. طبرسى رحمه اللّه در تفسير سورۀ حمد چند معنى از جمله: رئيس، مطاع مالك، صاحب (رفيق)، مربّى و مصلح براى ربّ نقل كرده و گويد: آن از تربيت مشتق است و اين كلمه بطور اطلاق جز بخدا گفته نميشود و در غير خدا مقيّد ميآيد نحو: ربّ الدار، ربّ الضيعة. ربّ بمعنى مربّى از اسماء حسنى است و مقام ربوبيّت خداوند را روشن ميكند يعنى آنگاه كه در وصف خدا گفته شود: ربّ العالمين. مراد پرورش دادن و تربيت كردن تمام موجودات است. همانطوريكه يكنفر طفل را تربيت ميكند و پيوسته مواظب اوست و از نان و آب و لباس و اخلاق و تحصيل او غفلت ندارد. هم چنين اطلاق كلمۀ ربّ بر خداوند سبحان مبيّن اين معنى است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص42) 